تحلیلی از معرفت‌بخشی تجربه محض و باورهای پیشین در آن از دیدگاه ابن عربی

نویسندگان

1 دانشیار گروه ادیان و عرفان، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی،تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری ادیان و عرفان، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی،تهران، ایران.

3 استاد گروه ادیان و عرفان، واحدعلوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی،تهران، ایران.نویسنده مسئول: Mazaheri711@yahoo.com

doi
https://doi.org/10.71502/mysticism.2025.1192907
چکیده

پژوهش حاضر یک نوع روش ماهیت¬شناسی در حوزه سبک زندگی، معرفت¬بخشی اسلامی و باورهای سنتی اسلامی و عرصه هاي مشابه را تبیین¬می¬کند. شناخت و تبیین مفاهیم ترکیبی همچون سبک زندگی اسلامی، کاري است پیچیده که در عهدة شرح¬اللفظ نیست و در این راستا دین مبین اسلام در تمامی حوزه ها چارچوب¬هایی را در جنبه¬های مختلف ارائه¬نموده که بر این اساس نظریه-های متفاوتی نیز ارائه¬شده¬است. در برخورد با تجربه دینی دو دیدگاه وجود دارد. یکی ساخت¬گرایی که تجربه را مجموعه ساختار ذهنی فرد تجربه¬گر می‌داند و دیگری ذات¬گرایی که تجربه¬های گوناگون را دارای هسته‌ای با اوصاف مشترک می‌داند. معرفت¬شناسان جدید، تجربه محض و بدون تغییر را قبول نداشته و باورهای پیشین را مسبوق به تجربه آورده و تأثیر زمان و مکان و فرهنگ تجربه را سبب تفسیر آلود‌شدن آن می‌دانند. اما صاحب این قلم با بدعت خواندن مکاشفات برخی از عرفا توسط هم¬عصران آن¬ها و تعارض داشتن مکاشفات لیدی جولیان با تعالیم کلیسای دوران خودش، نقش زمان و مکان را در تجربه محض نپذیرفته و برای اثبات آن به شش دلیل از ابن عربی بدین قرار توسل جسته‌اند و آنگاه با این استدلال‌ها مکاشفه عارف را زمانی معرفت¬زا و قابل¬اعتماد می‌داند که خالص بوده و دارای این شرایط باشد تا از این طریق تجربه محض را اثبات¬نماید.