رابطه مؤلفه‌های مهارت‌های زندگی با سلامت اجتماعی (مورد مطالعه:زنان 20 تا 45 ساله شهر فردوس)

نویسندگان

1 پژوهشگر مسائل اجتماعی

2 پژوهشگر مسئل اجتماعی و مدرس دانشگاه

3 دبیر جامعه شناسی

doi
10.22034/sls.2021.19681
چکیده

مهارت زندگی بر چگونگی عملکرد انسان در روابط و عملکرد وی نسبت به اجتماع اثرگذار است.هدف پژوهش حاضر رابطه موثر مولفه های مهارت زندگی با سلامت اجتماعی است.بهره‌مندی ازمبانی نظری کییز(سلامت اجتماعی)و نظریه یادگیری اجتماعی باندورا(مهارت زندگی) مورد نظر بوده است.استفاده از روش کمی و راهبرد پیمایش از نوع توصیفی و همبستگی زنان 20 تا 45 ساله شهر فردوس با حجم نمونه 304 نفر که به روش نمونه گیری خوشه ای مبتنی بر تصادفی ساده انتخاب‌شده‌اند؛باتکیه بر پرسشنامه استانداردشده و نرم افزارSpss22یافته ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. از روایی صوری و برای میزان پایایی و میزان آلفای کرونباخ مهارت زندگی(740 /0) و سلامت اجتماعی( 716/0) استفاده شده است.نتایج نشان می دهد که میانگین مهارت زندگی (37/2) و سلامت اجتماعی(94/1) کمتر از حد متوسط بر اساس بازه دامنه طیف لیکرت(1 تا 5) بوده است.نتایج فرضیه‌های بیانگر این است که تقویت آموزه‌هایمهارت زندگی و مؤلفه‌های آن براساس روابط مثبت معنادار بوده،و از شدت ضعفبرخوردار است.نتایجرگرسیونبیانگرایناستکه خرده مؤلفه حل مسئله، روابط بین فردی، کنترل احساسات وهیجانات،خودآگاهی، و تفکر انتقادی و خلاق به ترتیب بیشترین مقادیر ضریب همبستگی(بتا)با سلامت اجتماعی دارند؛و در مجموع مهارت زندگی و مولفه های آن در حدود (22/0) توانسته اند به تبیین سلامت اجتماعی بپردازند. خرده مؤلفه‌های حل مسئله، خودآگاهی روابط بین فردی، کنترل احساسات وهیجانات و تفکر انتقادی و خلاق به ترتیب به‌طور غیرمستقیم اثرگذار بر روی سلامت اجتماعی هستند.بنابراین می‌توان با اقدام پژوهی برنامه های فرهنگی و اجتماعی در سطح شهرستان به تقویت استمرار تاثیر آموزه های مهارت زندگی بر سلامت اجتماعی زنان تأکید کرد.