همگرایی و واگرایی گفتمان تصوّف و گفتمان تشیّع در ایران از دوره قراقویونلوها تا پایان دوره آققویونلوها
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه ادیان و عرفان، واحد تاکستان، دانشگاه آزاد اسلامی، تاکستان، ایران.
2 دانشیار گروه ادیان و عرفان، واحد تاکستان، دانشگاه آزاد اسلامی، تاکستان، ایران
doi
https://doi.org/10.71502/mysticism.2024.1192934چکیده
تبیین رابطه تصوّف و تشیّع در دوره ترکمانان آققویونلوها و قراقویونلوها، که به لحاظ تاریخی از آن به «دوره فترت» یادشده است، با وجود اهمّیتی که به لحاظ تلاش وکوشش مکاتب جهت فتح معنوی و سیاسی ایران که در این دوره وجودداشته است؛ از دید پژوهشگران مغفول مانده است. مسأله زمینهساز پژوهش حاضر، این است که تقابل یا تعامل گفتمان تشیّع و تصوّف در دوره ترکمانان قراقویونلو و آققویونلو بر اساس کدام متغیّرهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی صورت گرفته است و نقش نهادهای قدرت در این دوره در گسترش تصوّف و تشیّع چه بوده است؟ یافتههای پژوهش نشان داد که حاکمان این دوره با صوفیان و شاعران بزرگ در ارتباط بودهاند و برخی از علما و شعرا جهت ارشادِ حاکمان «ادبالملوک» نگاشته و یا اشعاری میسرودهاند که حاوی تعالیم آموزههای تصوّف به حاکمان بودهاست. در این دوره در لوای رواداری حاکمان در همراهی با صوفیان و نیز پیروان ادیان و مذاهب، با ظهور عناصر غالیانه شیعی، شمنی، مسیحی در سرزمینهای مشرق اسلامی مواجهیم و با توجّه به بسترهای تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و مذهبی ترکمانان در این دوره تاریخی، طریقتهای صوفی شیعی التقاطی رو به رشد و ازدیاد گذاشتند. بررسی عناصر فرهنگی سلسله-های طریقتی از این دوره حاکی از همگرایی نسبی گفتمان تشیّع و گفتمان تصوّف در این دوره است. هدف این پژوهش تبیین رابطه تصوف و تشیّع در دوره ترکمانان آققویونلوها و قراقویونلوهاست که با روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است.