بررسی مقایسهای عقلانیت عملی ملاصدرا و عقلانیت ارتباطی هابرماس
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی(ادب غنایی)، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.نویسنده مسئول: izadyar.mohsen@yahoo.com
doi
https://doi.org/10.71502/mysticism.2025.1193021چکیده
مقاله حاضر به تحلیل مقایسهای عقلانیت عملی صدرالمتألهین با عقلانیت ارتباطی هابرماس، با هدف بررسی میزان توانمندی اندیشه فلسفی اجتماعی ملاصدرا در مقایسه با اندیشههای معاصر و امکان توان پاسخگویی به ابهامات و مسایل آنها، پرداخته است. نتایج حاصل بدین شرح است؛ صدرالمتألهین و هابرماس ارزشها را ثابت تلقی کرده ولی باور به آنها و میزان بهرهوری از آنها را با تحلیل عقلی و فلسفی ممکن دانستهاند؛ هر دو بر لزوم عقلانیت عملی و ارتباطی در جوامع انسانی تأکیدداشته و کارکرد این عقلانیت را تلاش برای رسیدن به حقیقت دانستهاند، نه درک مفهوم آن. در دیدگاه دینمحور ملاصدرا عقل عملی به تنهایی، برطرفکننده موانع و اصلاحکننده انحرافات نیست، بلکه سعادت جوامع انسانی در گرو بهرهوری عقل عملی از زعامت قرآن و سنت است. چنین عقلانیتی اگرچه ابزاری به نظر میرسد، در جهت تثبیت ولایت فقیه مثبت ارزیابی میشود؛ در حالی که مطابق آخرین نظریه هابرماس تا امروز درباره دین و در دیدگاه انسانمحور و عقلانیت ارتباطی وی، دین غیرابزاری میتواند بستر کنش ارتباطی باشد و زیستجهان مناسبی را فراهم آورد که تفاهم شکل گرفته در آن، جامعه را به سعادت برساند.