تعامل دین و عرفان در تفسیرهای قرآن کریم(مطالعة موردی: تفسیر بصائر یمینی)

نویسندگان

1 دانشیارگروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 دانشیارگروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
https://doi.org/10.71502/mysticism.2025.1199825
چکیده

مقالة حاضر در پی یافتن نوع مفاهیم عرفانی و ویژگی¬های مربوط به عالم تصوف در تفسیر بصائر یمینی است. چهارچوب مقاله با روش تحلیلی ـ ادبی تفسیر را مطالعه کرده و با توجه با بازة زمانی قرن ششم، ماهیت گرایش صوفی¬گرایانة مفسّر را کند و کاو می¬کند. مهم¬ترین پرسش پژوهش این است که چرا و چگونه نیشابوری در تفسیر قرآن به دنیای عرفان مراجعه کرده و چه نوع عرفان یا سطحی از تصوف را می¬توان در متن تفسیر مشاهده کرد. تصوف در دورة قرن ششم، کارکرد قوی و ویژه¬ای داشته است و نویسندگان سعی می¬کردند از این پدیدة ادبی ـ اجتماعی ـ فرهنگی بهره ببرند. فرضیة اصلی این است که نیشابوری تحت تأثیر عرفان بود و سلطة آن را بر تمام موجودیت زبان می¬پذیرفت و سعی داشت از این رویکرد زیبا بهرة لازم یا کافی را ببرد. نتایجی که در این پژوهش حاصل شده، این¬گونه است که مفسّر در پی عرفانی¬کردن تفسیر نبوده و تمام پیکرة متن را در خدمت عالم عرفان قرار نداده است. او با استفاده از موقعیت¬هایی که در تفسیر متن ایجاد شده و با اتکاء به پاره¬ای از مفاهیم عرفانی، قرآن را تفسیر کرده است.