بررسی اندیشههای مثبت انسانیت و تعالی در دیوان شمس و دیوان حافظ براساس نظریه سلیگمن
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیّات عربی، واحد جیرفت، دانشگاه آزاد اسلامی، جیرفت، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیامنور، تهران، ایران.
doi
https://doi.org/10.71502/mysticism.2025.1199855چکیده
ادب فارسی مشحون از اشعار نغز شاعران است که هرکدام بهنحوی در مسیر شکوفایی نیازهای روحی و روانی آدمیان قدم برداشتهاند. در این میان، دیوان شمسِ مولانا و دیوان حافظ نشاندهنده نگرشی خاص به جهان هستیاند. دو دیدگاه منفیومثبت در روانشناسی وجوددارد که نخستین باعث بیماری و کاهش عمر و دیگری سبب امید به زندگی، سلامت و رفع استرس میشود؛ بنابراین روانشناسی مثبت با غلبه بر احساسات منفی، مشکلات روحی را میکاهد. پژوهش میانرشتهای حاضر با روش توصیفی-تحلیلی بر آن است تا به بررسی تطبیقی روانشناسی مثبت در مؤلفههای انسانیت و تعالی در دیوان شمس مولانا و دیوان حافظ بر اساس نظریه مارتین سلیگمن بپردازد، تا بتواند گامی در مسیر تبیین اثرگذاریها و اثرپذیریهای دو مقوله روانشناسی و ادبیات بردارد. براساس نتایج حاصل بین هستۀ اصلی صفات مربوط به انسانیت و تعالی در دو اثر یادشده، از منظر روانشناختی مثبتنگر نهتنها تفاوت وجودندارد، بلکه نگاه تقریباً مشابهی به مثبتنگری و مثبتاندیشی شده¬است و این دو فضیلت در اشعار این دو شاعر مکمل یکدیگرند و در ایجاد تحول روانی و تغییر نگرش و ارتقای کیفیت زندگی مخاطب مؤثر است.