بنمایههای عرفانی در رمان «چاه بابل» اثر رضا قاسمی
نویسندگان
1 استاد گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران. نویسنده مسئول:zahirinav@yahoo.com
2 دانشیار گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
doi
https://doi.org/10.71502/mysticism.2025.1201941چکیده
در این مقاله به بررسی بنمایههای عرفانی در رمان «چاه بابل» اثر رضا قاسمی پرداخته¬شده¬است. روش تحقیق کتابخانهای و به شیوۀ تحلیلی و اهمیت و ضرورت انجام تحقیق، بسامد قابل¬توجه بنمایههای عرفانی در رمان است. در همین راستا، مهمترین بنمایههای عرفانی به¬کاررفته در رمان از جمله ضرورت کسب آرامش در زندگی پردغدغه مدرن، غربتاندیشی، فرشتگان، مراقبه، خودشناسی، تقلّای عروج، عالم ذرّ، تقدّس عدد هفت، عشق و انواع آن بررسی¬شد. نتایج پژوهش نشان¬داد که قاسمی در رمان «چاه بابل» شخصیتهایی خلق¬کرده که به¬دلیل بحران هویت و دلزدگی از روزمرههای زندگی به عرفان و معنویت روی¬آوردهاند. این شخصیتها خود را همانند مجسمههایی با بالهای بریده میپندارند که در دنیا اسیر ملکوت ملال شدهاند و شوق عروج به آسمان حقیقت در نهاد آنها شعله¬میکشد. در مجموع، رضا قاسمی با اقتباس از داستان «هاروت و ماروت» داستانی آفریده که شخصیتهای آن همانند هاروت و ماروت در دنیا مرتکب گناهانی شدهاند و عقوبت آن، هبوط در دنیایی است که لذّت آن زودگذر و رنج و غم آن جانگداز است و میل به عرفان و صعود از فرش به عرش در تمامی ابعاد زندگی آنها مشاهده¬میشود.