تأثیر جمال¬پرستی روزبهان بقلی بر مولوی
نویسندگان
1 استاد گروه ادیان و عرفان، واحد علوم وتحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. نویسنده مسئول: mazaheri77@yahoo.com
2 دانشیار گروه ادیان و عرفان، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری گروه ادیان و عرفان، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
4 استاد گروه ادیان و عرفان، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
https://doi.org/10.71502/mysticism-2025-1209970چکیده
کتاب «عبهرالعاشقین» اثر روزبهان بقلی شیرازی از متون برجسته عرفانی و شاهکارهای ادبی قرن ششم هجری به¬شمارمی¬آید که هماره شایسته دریافت اهتمام و ژرف¬اندیشی متفکرانه می¬باشد. این اثر گرانسنگ که درواقع حدیث نفس و شرح زندگی معنوی روزبهان است، مطالب با اهمیت و ارزشمندی درباره ی عشق صوفیانه و جمال¬پرستی دربرداشته که عرفا و صوفیان بعد از خود را نیز تحت¬تأثیر قرارداده¬است. یکی از ایشان مولانا جلال¬الدین محمد بلخی ست که عشقش به شمس تبریز سبب تحول و شهرت وی گشت. در تحقیق بنیادی پیش¬رو به این پرسش پاسخ داده¬خواهدشد که تا چه میزان اندیشه¬ جمال¬پرستی روزبهان بقلی و نگاه او به مسأله عشق بر ایدئولوژی، تفکر و تحول مولوی تاثیرگذار بوده¬است. همچنین در پاسخ به پرسشی دیگر شباهت¬ها و تفاوت¬های نگاه به مقوله عشق در عبهرالعاشقین و مثنوی مورد بررسی قرارمی¬گیرد. نتایج پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی انجام¬شده اثبات¬می¬کند که مولوی نیز همچون روزبهان عشق به جمال معشوق زمینی را مقدمه و اساس عشق حقیقی دانسته و باور دارد گذار از عشق انسانی به عشق ربانی به شرطی محقق¬می¬گردد که اندیشه بتواند هرگونه روی و اندام زیبا را به آب و گل معنوی، هرگونه داده محسوس را به رمز همچنین هر حجابی را به آینۀ تماشا مبدّل¬سازد. به عبارت دیگر عشق باید بازتاب و آینه تمام عیار ذات باری تعالی باشد. کلیدواژهها:جمال¬پرستی، عبهرالعاشقین، روزبهان بقلی، مولوی، عشق