سیمای نمادین اندام معشوق در عرفان اسلامی (با تکیه بر عاشقانه‌های نظامی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد گچساران، دانشگاه آزاد اسلامی، گچساران، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد گچساران، دانشگاه آزاد اسلامی، گچساران، ایران.

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد گچساران، دانشگاه آزاد اسلامی، گچساران، ایران. نویسنده مسئول: hasan.shabaniazad@gmail.com

doi
https://doi.org/10.71502/mysticism-2025-1209982
چکیده

محبوب حقیقی و معشوق آسمانی در عرفان، حق تعالی است که قابل¬وصف نیست اما برای ابراز عاشقی و شیفتگی خود به او، چاره‌ای جز بهره‌گیری از وصف‌های معشوق زمینی نیست. به این ترتیب سیما و اندام محبوب زمینی در ابیات عرفانی نیز راه¬یافته‌اند. تصویر نمادین از صورت و سیرت معشوق، از وجوه مشترک بین عشق زمینی و آسمانی است که با هنرمندی نظامی در منظومه‌های عاشقانه رسمیت¬می‌یابد و با حافظ به کمال می‌رسد. این مقاله با روش تحلیل منطقی و توصیفی و با استناد به منابع اولیه، به این مطلب اذعان¬دارد که سیمای نمادین اندام معشوق واسطۀ ابتکاری برای ترکیب عشق الهی و انسانی بوده¬است و بخش مهمی از این ابتکار را نظامی گنجوی رقم¬زده¬است. نماد کامل معشوق، زن با همۀ ویژگی‌های دلبرانۀ اوست که واسطۀ بین زمین و آسمان می‌شود، در عرفان «زن سوفیایی» نام¬می‌گیرد و رخ و خّد و خال و ابرو هریک نمادی برای شورانگیزی و درک عشق الهی می‌گردند. کلیدواژه‎ها: عرفان اسلامی، نمودهای عشق، اندام معشوق، محبوب زمینی و آسمانی، نمادپردازی.