تحلیل و بررسی داستان دژهش¬ربا بر اساس نظریه انتخاب ویلیام گلسر
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران. نویسنده مسئول: Noohi_Nozhat@yahoo.com
2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
doi
https://doi.org/10.71502/mysticism-2025-1209988چکیده
در این مقاله به واکاوی داستان دژ هشربا از منظر روانشناسی با تکیه بر نظریه انتخاب میپردازیم تا این داستان را از ورای نظریههای عرفانی ناب بررسیکنیم. سه برادری که هریک راهی را برای سلوک خود برمیگزینند. پادشاهی که نگران سلامت فرزندان خود است. پادشاه چین که در مواجهه با هر یک از برادران رفتار خاصی را در پیش¬میگیرد. شیوههای سلوک آنان با توجه به نظریه انتخاب و مؤلفههای اصلی آن مسئولیتپذیری، واقعیتپذیری و انتخاب موضوع این مقاله است. به¬طورکلی تئوری انتخاب توضیح¬میدهد که افراد چرا و چگونه رفتارمیکنند. تئوری انتخاب معتقد است هرآنچه از ما سرمیزند یک رفتار است. و همه رفتارها از درون ما برانگیخته¬میشوند و معطوف به هدفی هستند. هدف هر رفتار ارضای یکی از پنج نیاز اساسی ماست: عشق و احساس تعلق، قدرت، تفریح، آزادی، بقا و زنده¬ماندن. در این مقاله شیوه سلوک شاهزادگان، از منظر تئوری انتخاب را بررسی¬کردیم و به این نتیجه¬رسیدیم که در برادر بزرگتر، عشق و آزادی، در برادر میانی، قدرت و در برادر کوچکتر، عشق برجستهتر است. در پادشاهِ پدر مؤلفه بقا غلبه¬دارد و در پادشاه چین مؤلفه قدرت بارزتر است. در این داستان دنیای مطلوب و تأثیر آن در حرکت شاهزادگان و تغییر نگرش آنان مورد توجه قرارگرفته¬است. عشق به سرزمین پدری جایگاه ضعیفتری در دنیای مطلوب آنان میگیرد و سرزمین، پادشاه و دختر پادشاه چین در دنیای مطلوب آنان برجستهتر میشود. هر یک از شاهزادگان مسئولیت انتخاب خود را میپذیرد و بهای انتخاب خود را میپردازد. در این داستان به¬طرز بارزی تفاوت دنیای ادراکی شاهزادگان با پدرشان و با یکدیگر بیان¬شده¬است. مقاله حاضر به روش کتابخانهای با رویکرد تحلیلی- توصیفی انجام¬شده¬است. کلیدواژهها: تئوری انتخاب، ویلیام گلسر، دژ هشربا، مثنوی، قدرت، عشق، آزادی.