تبیین تفاوت منزلت انسانی زن و جایگاه و حقوق اجتماعی وی در تفسیر عرفانی- فلسفی

نویسندگان

1 استادیار دانشکده الهیات، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی،تهران، ایران. نویسنده مسئول: masoodahmadi110@hotmail.com

2 استاد گروه آموزش فلسفه علم، دانشگاه صنعتی شریف، تهران، ایران.

3 استاد موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، تهران.

4 دانشجوی دکتری گروه ادیان و عرفان،دانشکده حقوق و الهیات، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.

doi
https://doi.org/10.71502/mysticism-2025-1209984
چکیده

جنبش زنان در دوره معاصر از مرزهای غربی آن فراتر رفته و تمامی جوامع را تحت¬تأثیر قرارداده¬است. متفکران و اندیشمندان اسلامی مواجهه‌های متفاوت و گاهی متعارض در برابر آن داشته‌اند. برخی از نواندیشان با اصل قراردادن دستاوردهای فمینیسم، کوشیدند تا تفسیری تقلیل‌گرایانه از دین به¬دست¬داده و مطابق با دیدگاه¬های فمینیسم، فهمی از دین درباره زن به¬دست¬دهند. برخی دیگر با اصل قراردادن شریعت، به مخالفت با جریان جنبش زنان دست¬زده و بنیان¬های آن را در ناسازگاری با دین مورد فهم قراردادند. راه سومی در میان متفکرانی چون طباطبایی، مطهری و جوادی آملی با بهره¬بردن از میراث عرفان اسلامی ظهورکرد که در آن ضمن اعتنا به مقام و ارزش انسانی زن، تفسیری بدیع از تمایز ساحت انسانی و اجتماعی زن ارائه¬داده و کوشیدند تا معضل ناسازگاری دین و مسئله زن را پاسخ¬دهند. حسب آموزه‌های دینی، زن بر اساس رویکرد تفسیری طباطبایی از ارزش انسانی برابری با مرد برخوردار بوده و بلکه در منظری بنیادین که بازتابی از دستاوردهای تفسیر عرفانی است زن هم واجد حیث فاعلیتی است و هم دارای ساحت پذیرندگی است در حالی¬که مرد تنها وجه فاعلیت دارد. طباطبایی حیث انسانی را ذاتی و اصل قرارداده و وجه اجتماعی را امری ثانوی و بالعرض دانسته¬است. در این مقاله درصدد هستیم تا اولاً شالوده دیدگاه طباطبایی درباره زن را بازخوانی¬کرده، سپس تفسیر وی از منزلت انسانی زن بر مبنای بنیان¬های دینی- فلسفی را تبیین¬کرده و سرانجام دستاوردهای تمایز دو ساحت انسانی و اجتماعی زن برای پاسخ به ناسازگاری را مورد بررسی قراردهیم. کلیدواژه‌ها: زن، ارزش انسانی، حقوق اجتماعی، روش تفسیری، علامه طباطبایی