کارکرد استعاره¬ مفهومی(حجمی) در تبیین مفهوم «خدا» در غزلیات عطار
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، ایران.نویسنده مسئول: mohseni@umz.ac.ir
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، ایران.
3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، ایران.
4 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، ایران.
doi
https://doi.org/10.71502/mysticism.2026.1226446چکیده
استعاره، در معناشناسی شناختی عنصری بنیادی در مقوله¬بندی و درک انسان از جهان بیرونی است. مطابق نظریه لیکاف، انسان¬ها از طریق تجربههای روزمره و مادّی زندگی، مفاهیمی بنیادی ایجادمیکنند که آن را برای اندیشیدن در امور انتزاعی استفاده¬میکنند. این مفاهیم بنیادی، زیرساخت طرح¬وارههای تصویری هستند که از طریق تجارب حسی و تعامل با محیط شکل¬میگیرند و امکان ارتباط میان تجربیات فیزکی ما را با حوزههای شناختی پیچیدهتری مانند زبان فراهم¬میآورند. طرح-وارهها، به سه دسته حجمی، قدرتی و حرکتی تقسیم¬میشوند. طرحواره حجمی، تجربهای است که انسان از وجود فیزیک خود مبنی بر اشغال بخشی از فضا دارد. عرفا نیز بسیاری از مفاهیم انتزاعی، از جمله تجربههای عرفانی را در قالب طرح¬وارهها بیان¬کردهاند. در این پژوهش به چگونگی بازتاب تجربه شخصی عطار از خداوند در قالب طرح¬وارهی حجمی پرداخته¬شده¬است. دستاورد پژوهش ناظر براین است که تلقّی از خدا در غزلیات عطار، از طریق کشف و شهود است. پیر نیشابور با تشبیه و تجسّم بخشیدن به مفاهیم انتزاعی درک خود را از خداوند زبان¬مند کرده¬است. شاعر برای این هدف از نگاشتهای مختلفی چون دل، آینه، دریا، معشوق و گوهر سود جسته¬است که با الگوبرداری از حوزه مبدأ «عینی و تجربی» و تعمیم آن به حوزه مقصد «فراحسی و باطنی»، در بیان مفهوم انتزاعی خداوند سود جسته¬است.