بررسی ابعاد عرفانی حکایت «بربطنواز و زاهد» در شعر عطار بر اساس خوانش روایتشناسانه اچ. پورتر ابوت
نویسندگان
1 دانشجوي دكتري گروه زبان و ادبيات فارسي ، واحد كاشان،دانشگاه آزاد اسلامی،کاشان،ایران.
2 دانشيار گروه زبان و ادبيات فارسي ، واحد كاشان،دانشگاه آزاد اسلامی،کاشان،ایران.نويسنده مسئول: A.Modarres@iaukashan.ac.ir
3 استاد گروه زبان و ادیبات فارسی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد،ایران.
doi
https://doi.org/10.71502/mysticism-2026-1226671چکیده
چکیده حکایت¬های عرفانی یکی از شیوه¬های انتقال آموزه¬های عرفانی و اخلاقی به مخاطبان و شناخت مقام معنوی شخصیت اصلی حکایت است. کارکرد خاص این¬گونه حکایت¬ها، توجه به نظام حاکم بر اثر داستانی و تحلیل زبانی و معنایی عناصر مختلف دخیل در این روایت¬ها را برجسته¬می¬کند. یکی از نظریه¬های مطرح¬شده در باب روایت، نظریه اچ. پورتر ابوت است که سه خوانش قصدگرا، نشانیاب و اقتباسی را در تحلیل روایت مطرح¬می¬کند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی حکایت «بربطنواز و زاهد» در شعر عطار برپایۀ این نظریه است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که در حکایت بربطنواز و زاهد، بر اساس خوانش قصدگرا، نقش تعلیمی روایت با شعور نویسنده نهفته در متن روایت، موافق است؛ در خوانش نشان¬یاب، نشانه¬های موجود در حکایت، به بیان اندیشه¬های شعور خلاق در پس روایت می¬پردازد و از منظر اقتباسی این حکایت از منابع پیشین اقتباس¬شده؛ اما با رویکردی جدید و برحسب شعور نویسنده نهفته و در جهت اهداف تعلیمی او به¬کاررفته¬است.