وجوه مشترک «انسانکامل» در متون زرتشتی(گاهان و دینکرد7) و متون اسلامی(قرآن و مثنوی)
نویسندگان
1 دانشجوي دکتری زبان و ادبيات فارسي. دانشگاه خوارزمی. تهران. ایران. نویسنده مسئول: Mahdieh.rezaeivand@yahoo.com
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی.تهران. ایران.
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی.تهران. ایران.
doi
چکیده
مفهوم «انسانکامل» گمگشتهای تاریخی در بین تمامی ادیان و مکاتب بشری است که برحسب تفاوت در جهانبینی و هدف از آفرینش انسان و سرانجام او، تعاریف متفاوتی دارد. دین زرتشتی و دین اسلام، از ادیان الهی رایج در ایران بوده و هستند که فرقههای عرفانی متعددی از آن¬ها نشأت گرفته¬است. با توجه به این مسئله که ادیان الهی دارای وجوه مشترک با یکدیگر هستند، در این مقاله تلاش¬شده¬است با مطالعۀ تطبیقی، وجوه مشترک این دو دین در باب انسان کامل با تکیه بر دو کتاب الهی گاهانِ اوستا و قرآن و دو کتاب دینکرد هفت و مثنوی معنوی به¬عنوان آثاری که رگههای عرفانی در آن¬ها دیده¬میشود، شناسایی¬شود و مسیر شناخت سیر تاریخی تفکر ایرانیان در مفهوم عرفانی انسانکامل هموارگردد. وجوه ارائه¬شده در این مقاله عبارتند از14 مورد وجوه مشترک در مفهوم انسان کامل: اعتقاد به توحید، عشق، قرب الهی، خلیفه اللهی، فنا فیالله و... و 4 وجه مشترک در مفاهیم عرفانی: عهد الهی(الست)، وحدت وجود، عالم مُثُل، نور. بررسی یافتهها ما را به این نتیجه میرساند که تنها دلیل فراوانی وجوه مشترک در مفهوم «انسان کامل» در این دو آیین این است که هردو از یک سرچشمه الهی بهرهمند¬شدهاند. ناگفته نماند که وجوه مشترک به¬دست¬آمده در سیر مطالعات فراتر از موارد مطرح¬شده¬است که به اقتضای محدودیت فضای مقاله، از ارائۀ آن صرف¬نظر شده¬است. این مقاله بر مبنای روش کیفی و مطالعة کتابخانهای با رویکرد توصیفی تحلیلی به بیان یافتههای خود میپردازد.