شادی غمکُش در اندیشة مولانا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه ادیان و عرفان، واحد یادگار امام خمینی(ره) شهرری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه ادیان و عرفان، واحد یادگار امام خمینی(ره) شهرری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. نویسنده مسئول: Hoseinlatifi@iausr.ac.ir
3 دانشیار گروه ادیان و عرفان، واحد یادگار امام خمینی(ره) شهرری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
چکیده
مقاله حاضر به بررسی مفهوم شادیِ غمکُش در اندیشة عرفانی مولانا جلالالدین محمد بلخی اختصاص دارد. سابقة این مفهوم را میتوان در نگرش شادیگرایانه عارفان پیشین چون بهاءولد و شمس تبریزی پی¬گرفت؛ عارفانی که هریک با رویکردی خاص به شادی به¬مثابه تجربهای معنوی و الهی پرداختهاند. هدف این پژوهش، تبیین جایگاه و چیستی شادی غمکُش در منظومه فکری مولانا و نشان¬دادن پیوند آن با پیشینه عرفانی و تجارب شخصی اوست. یافتههای پژوهش نشان¬میدهد که شادی در عرفان مولانا نه¬تنها حالتی انفسی و درونی است، بلکه از رهگذر ابزارهایی چون سماع، رقص و عشق به معشوق ازلی، به بسط روحی و رهایی از غمهای اینجهانی منجر میشود. مولانا با بازتعریف غم و شادی، غمهای معنوی را نردبان تعالی و شادی پایدار را میوة عشق الهی میداند. منشأ این شادی در مولانا، غم عمیق فراقی است که در پی غیبتهای شمس تبریزی تجربه¬کرد و با تحولی بنیادین، آن را به شادی جاودان بدل¬ساخت. بدینسان، شادی غمکُش در نظام فکری او جایگاهی محوری یافته و میتواند الگویی برای فهم رابطه میان رنج و تعالی در عرفان اسلامی فراهم¬آورد. این پژوهش از نظر روششناسی برپایه رویکرد توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر منابع اصیل عرفانی، آثار منظوم و منثور مولانا سامان¬یافته¬است. گردآوری دادهها به شیوة کتابخانهای صورت¬گرفته و تحلیل مفاهیم با تلفیق روشهای متنپژوهی و تحلیل محتوای کیفی انجام¬پذیرفته¬است.