استعاره مفهومی وحدت وجود در دیوان اشعار اوحدی مراغه¬ای

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یادگار امام خمینی (ره) شهر ری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یادگار امام خمینی (ره) شهر ری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. نویسنده مسئول: Bahramirahnama@iau.ac.ir

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یادگار امام خمینی (ره) شهر ری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
چکیده

چکیده استعاره‌ مفهومی، فرایندی شناختی است که در آن انسان مفاهیم انتزاعی را از طریق تجربه¬های ملموس درک می‌کند و به جهان معنا می‌بخشد. در این چارچوب، زبان نه بازتاب واقعیت بلکه ابزار سازمان‌دهی و تفسیر تجربه است. با بررسی وحدت وجود، در قالب استعاره¬های مفهومی می¬توان به ابعاد و زوایای جدیدی از معرفت¬شناسی دست یافت. از این رو در تحقیق حاضر، سعی بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی، مسئله استعاره مفهومی وحدت وجود را در دیوان اشعار اوحدی مراغه ای مورد بررسی قرار دهیم. نتایج تحقیق بیانگر آن است که اوحدی با استفاده از استعاره‌هایی چون نور، دریا و آینه مفهومی پیچیده و فلسفی وحدت وجود را به تجربه‌ای محسوس و عینی تبدیل کرده است. این استعاره‌ها بر پایه طرح‌واره‌های درون/بیرون، مرکز/پیرامون و نور/تاریکی، ارتباط میان انسان و هستی را در قالب تصاویری پویا و دیداری مجسم می‌سازند. بنابراین، ذهن شاعر در فرایند ادراک وحدت وجود، از سازوکارهای بدنی و حسی بهره می‌گیرد تا حقیقت یگانگی را در قالب زبان و تصویر عینی سازد. از این رو، وحدت وجود در اشعار اوحدی مراغه¬ای به‌صورت تجربه‌ای زیسته و چندوجهی تجلّی یافته است.