سنجش میزان پایداری اجتماعی در نواحی روستایی (مطالعة موردی: دهستان پایینولایت شهرستان کاشمر)
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
3 دانش آموخته کارشناسی ارشد معماری، واحد کاشمر، دانشگاه آزاد اسلامی، کاشمر، ایران
doi
چکیده
مفهوم توسعه پایدار را میتوان حالتی از تعادل و توازن میان ابعاد مختلف توسعه دانست که هدف آن برآورده کردن احتیاجات و بهبود بخشیدن به شرایط کیفی زندگی انسان است. از این روی دستیابی به توسعه پایدار، به منظور بهرهبرداری مناسب از منابع و ایجاد رابطه متعادل و متوازن میان انسان، اجتماع و طبیعت، هدف آرمانی برنامهریزان و مدیران توسعه و به ویژه توسعه روستایی تلقی میشود. جامعة روستایی ما تحت تأثیر روندها و سیاستهای دهههای اخیر دچار تحولات گستردهای شده است، اما شواهد به گونهای است که نشان از حرکت روستاها به سمت ناپایداری و به ویژه ناپایداری اجتماعی دارد. بر این اساس با بررسی نظری نوشتارهای توسعة پایدار و پایداری اجتماعی، اقدام به طراحی پرسشنامه ای جهت سنجش شاخصهای ذهنی پایداری اجتماعی نواحی روستایی گردید که شاخصهای آن با استفاده از روش دلفی فازی ارزشگذاری شده که با بکارگیری تکنیک تاپسیس فازی در سطح روستاهای بالای 1000 نفر ساکن و 384 نفر نمونه در دهستان پایین ولایت شهرستان کاشمر تحلیل شد، لذا روش شناسی تحقیق توصیفی و تحلیلی میباشد. در واقع در این مطالعه به دنبال یافتن بهترین روش برای تحلیل دادههای ذهنی میباشد که یکی از سوالات اساسی پژوهش نیز میباشد. نتایج نشان میدهد که وضعیت مجموع شاخصهای ذهنی پایداری اجتماعی روستاهای کسرینه و زندهجان در خوشة پایدار واقع شدهاند و روستای عشرتآباد، خوشة مربوط به پایین ترین سطح پایداری اجتماعی را شکل میدهند.