از مرگ تا معنا (تفسیر کهن¬الگویی و عرفانی سمفونی مردگان )
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان وادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران. نویسنده مسئول: Mehri.talkhabi@gamil.com
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان ،دانشگاه آزاد اسلامی، زتجان،ایران.
doi
چکیده
رمان «سمفونی مردگان» اثر عباس معروفی، نمایانگر سفری از مرگ به معناست؛ سفری که در آن انسان در جدال میان تاریکی و نور، به آشکارسازی ذات خویش میرسد. این پژوهش با رویکردی کیفی و تحلیلی، به بررسی تطبیقی کهنالگوهای یونگی (سایه، آنیما و فردیت) با مفاهیم عرفان اسلامی در این اثر پرداخته و مسیر تحول درونی انسان را از غفلت تا بیداری روحانی ترسیم¬میکند. سایه نماد نفس سرکش و حجاب میان انسان و حقیقت است، آنیما جلوه¬ عشق الهی و نیروی پیوند با روح، و فردیت بیانگر سیر انسان از کثرت به وحدت در جستوجوی معناست. معروفی با بهرهگیری از ساختار سمفونیوار و زبانی شاعرانه، مرگ را نه پایان که آستانه تولدی دیگر مینماید؛ تولدی که در آن شخصیتها از ویرانی درون عبورکرده و به شناختی تازه از خویشتن و جهان میرسند. تفسیر کهنالگویی و عرفانی متن نشان¬میدهد که «سمفونی مردگان» صرفاً روایت تلخ سقوط نیست، بلکه تمثیلی از تجربه انسان ایرانی در پیمودن راه عشق، رهایی از سایههای ظلمت و یافتن معنا در دل مرگ و خاموشی است؛ جایی که سکوت، آغاز سمفونی حقیقت میشود.