زن و وحی شعری در بیزانس و عرفان اسلامی: مطالعه تطبیقی الهام قدسی در سرایش مقدس

نویسندگان

1 استادیارگروه معارف اسلامی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. t.fahiminajm@iau.ac.ir

doi
چکیده

این مقاله با رویکردی تطبیقی و تحلیلی به بررسی نسبت میان زن، وحی شعری و کلمه قدسی در دو سنت هیمونوگرافی بیزانسی و عرفان اسلامی می‌پردازد و نشان¬می‌دهد که چگونه بدن، صدا و کلمه به‌مثابه یک سه¬گانه الهیاتی ـ زیبایی‌شناختی، بستر تجلی و حلول امر قدسی را در سرایش مقدس فراهم¬می‌کنند. روش تحقیق پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل متون اولیه (سرودهای ليتورژیک بیزانسی، دیوان‌ها و متون عرفانی اسلامی) و منابع ثانویه الهیاتی و عرفان‌پژوهی است و با استفاده از مقایسه مفهومی، جایگاه فاعلانه زن در تولید الهیات شاعرانه را بررسی¬می‌کند. در سنت بیزانسی، هیمونوگرافی نه صرفاً رسانه‌ای عاطفی، بلکه شیوه‌ای برای سکونت الهیات در آواست؛ جایی¬که زنانی چون کاسیا با تثبیت صدای زنانه در متن ليتورژی، امکان تجسد کلمه قدسی در صدا و بدن را آشکارمی‌سازند. در سنت اسلامی نیز، هرچند وحی تشریعی مختص نبوت است، اما الهام، کشف و شهود عرفانی در قالب زبان شاعرانه قدسی بیان¬می‌شود؛ چنان‌که رابعة عدویه و عائشه بعوّنیه الهیات عشق و تخیل خلاق را در ساختارهای شعری صورت‌بندی¬کرده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان¬می‌دهد که در هر دو سنت، زن نه موضوع منفعل، بلکه فاعل الهیات شاعرانه است و شعر به‌مثابه واسطه تجلی کلمه الهام‌یافته عمل¬می‌کند. نوآوری مقاله در ارائه دستگاه تحلیلی «بدن–صدا–کلمه» و تبیین پیوند آن با الهیات تجسد در بیزانس و الهیات عشق در تصوف اسلامی است.