مطالعه چند داستان مثنوی مولانا با محوریت نماد مار
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، واحد میانه، دانشگاه آزاد اسلامی، میانه، ایران. Azizehyousefi@iau.ac.ir
doi
چکیده
مولانا آفریننده مثنوی، عارف و انسانشناس برجسته تاریخ ادب فارسی، همچنان راهنمای حیات بشری و صیقل روح و روان است. از آنجاکه در ورای وجود فیزیکی و عینی انسان، نفس و درونی وسیع نهفته است، مولانا هم مانند عرفای دیگر به دلیل ظرفیت تنگ زبان معمول، برای القا و عینی ساختن این عوالم از تکنیک مناسب آن یعنی نماد استفاده¬کرده¬است که در پس معنای حسی و ظاهری آن، طیف معنایی گستردهای نهفته¬است. پژوهش حاضر، به روش توصیفی و تحلیل دادههای محتوا، چند داستان مثنوی را با محوریت نماد مار مطالعه¬کرده¬است. از نتایج پژوهش این است که مولانا نه-فقط خصلتهای نفس، تمایلات و غرایز، بلکه عناصر نهفته در روان و ناخودآگاه آدمی و نقاط ضعف و قوت انسان را هم با استفاده از موجودات نمادینی چون مار در داستانهای مورد مطالعه عینی و حسی کرده و خطرات و آسیبهای حاصل از عدم مدیریت و غفلت از نحوۀ ظهور آنها را هشدارداده¬است. به نظر او کمال انسانی اقتضامیکند که وجودش از آلایشهای این موجودات پالوده-گردد. برای این منظور سوارکار، دبوس، عقاب، تازیانه، بحرانها و چالشها و ماجراهایی توأم با رنج بر انسان واردمیشوند تا با زدودن آلایشها و رنج درونی انسان، او را به رشد برسانند.