ابلیس در نسخهی خطی خلاصةالحقایق نجیبالدین رضا تبریزی اصفهانی
نویسندگان
1
2
3
doi
چکیده
ابلیس و نقش و جایگاه او در هستی و سجده نکردن بر آدم از دغدغه¬های مهم در ادیان و مذاهب و به تبع آنها صوفیه است. عارفان بزرگ از دیرباز نگاه دوگانه و متناقضی به ابلیس داشته و دربارهی او سخن گفتهاند. در این میان بعضی مانند حلاج، عینالقضات و احمد غزالی به دفاع از وی پرداخته، نقش او را در عدم سجده، تقدیر الهی و خواست خدا دانستهاند. هدف نویسندگان در این مقاله بررسی سیمای ابلیس و تحلیل دیدگاه نجیبالدین رضا است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به شیوهی گردآوری اطلاعات کتابخانهای در نسخهی خطی «خلاصةالحقایق» که در حیات شاعر کتابت شده، انجام گرفته است. نجیبالدین رضا تبریزی اصفهانی قطب سیام فرقهی ذهبیه در نسخهی خطی این مثنوی که آخرین اثر اوست و در سال 1100 (ه.ق) تألیف کرده است، آفرینش ابلیس را از عزازیل کبیر میداند. شیخ چهرهی ابلیس را در قالب نمادین "غلام جلال" ترسیم کرده که با لشکریان خود، شر و جهل و ظلم، در مقابل آدم (غلام جمال) و لشکریانش، خیر و دانش و داد، صفآرایی کردهاند. نجیبالدین گرچه مانند عارفان بزرگ مدافع ابلیس، آشکارا به میدان دفاع از او قدم نمی¬گذارد، با تمثیل و لطافتهای ادبی خاص این گونه روایتها بیشتر به جنبهی عبرت و پندآموزی انسانها از حکایت ابلیس میپردازد. وی صفات جلال را ثمره¬ی صفت قهاری و استغنا و استکبار جاه و جلال حضرت الوهیّت میداند که سایهی آن بر نفس ابلیس افتاده و سرکشی و بزرگبینی در وجود او نمودار شده است.