ازمرگ تا معنا(تفسیر کهن الگویی و عرفانی سمفونی مردگان )

doi
چکیده

رمان «سمفونی مردگان» اثر عباس معروفی، نمایانگر سفری از مرگ به معناست؛ سفری که در آن انسان در جدال میان تاریکی و نور، به آشکارسازی ذات خویش می‌رسد. در این اثر، کهن‌الگوهای یونگی همچون سایه، آنیما و فردیت با مفاهیم عرفان اسلامی درهم می‌آمیزند و مسیر تحول درونی انسان را از غفلت تا بیداری روحانی ترسیم می‌کنند. سایه نماد نفس سرکش و حجاب میان انسان و حقیقت است، آنیما جلوه‌ی عشق الهی و نیروی پیوند با روح، و فردیت بیانگر سیر انسان از کثرت به وحدت در جست‌وجوی معنا. معروفی با بهره‌گیری از ساختار سمفونی‌وار و زبانی شاعرانه، مرگ را نه پایان که آستانه‌ی تولدی دیگر می‌نماید؛ تولدی که در آن شخصیت‌ها از ویرانی درون عبور کرده و به شناختی تازه از خویشتن و جهان می‌رسند. این تفسیر کهن‌الگویی و عرفانی نشان می‌دهد که «سمفونی مردگان» فقط روایت تلخ سقوط نیست، بلکه تمثیلی است از تجربه‌ی انسان ایرانی در پیمودن راه عشق، رهایی از سایه‌های ظلمت، و یافتن معنا در دل مرگ و خاموشی — جایی که سکوت، آغاز سمفونی حقیقت می‌شود