تحلیل و تبیین عرفانی داستان «دقوقی و کراماتش»، بر اساس لایه واژگانی
نویسندگان
1
2
3
4
doi
چکیده
لایه واژگانی سبک، ابزاری کارآمد و روشی متقن برای کاوش در لایههای پنهان متن است که به وسیله آن میتوان به شبکه درهم تنیده صورت و معنا، تأثیر ایدئولوژیک واژهها و در نهایت به سبک شخصی شاعر یا یک نویسنده دست یافت. این پژوهش با تمرکز بر لایۀ واژگانی، به بازخوانی عرفانی داستان «دقوقی و کراماتش» از دفتر سوم مثنوی معنوی مولانا پرداخته است. مؤلفههایی چون دلالتهای حسی و ذهنی، عام و خاص بودن واژگان، نشانداری، بافت روحانی، نوآوری عارفانه و رمزگان غالب، محورهای این تحلیل قرار گرفتهاند. تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی و با نگاه عرفانی، این پرسش بنیادین را دنبال میکند که لایۀ واژگانی در این داستان، چگونه بازتاب دهنده سلوک، فنا و کرامت حقیقی شده است؟ نتایج تحقیق حاکی از آن است که مولانا با غلبۀ واژگان ذهنی بر حسی، فضایی انتزاعی و عارفانه خلق کرده است و این بیانگر جهتگیری غایی متن به سوی تأویل، تعلیم، شهود و حقیقت است. مولانا، با گزینش زبان فاخر و رسمی در مقابل زبان عامیانه، سبکی ادیبانه و متعالی را در داستان پیریزی کرده است. همچنین، کاربرد هدفمند واژگان کهن و ابداع واژگانی نو، به غنای بیان عارفانۀ مولانا عمق بیشتری بخشیده است. درنهایت، به کارگیری واژگان نشاندار و وامگیری از رمزگان تخصصی عرفان، ابزاری کارآمد در خدمت بازنمایی اندیشههای ژرف او بوده و در شکلگیری سبک شخصی و متمایز مولانا نقش بسزایی ایفا کرده است.