تحلیل ادله جاودانگی روح بر پایه رساله فایدون افلاطون
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز
doi
چکیده
رساله فایدون از این جهت اهمیت دارد که سه استدلال معروف افلاطون بر جاودانگی روح را بیان می کند که به ترتیب استدلال از طریق تضاد، استدلال از طریق تذکر و استدلال از طریق بساطت نامیده شده است. در استدلال از طریق تضاد، یک اصل کلی بیان می شود که به موجب هر ضدی از ضد خویش پدید می آید.در استدلال از طریق تذکر بیان می شود که به موجب گزاره تعلم، تذکر است، انسان می باید برخوردار از روح دارای حیات قبل از تولد باشد تا بتواند به درک معقولات نائل آید. استدلال از طریق بساطت بیان می کند که علت فناپذیری اشیاء، ترکب است و چون روح ، بسیط است، فناپذیر نیست. در اشکال اول با بیان یک نظریه رقیب، نظریه ثنویت گرایی سقراطی به چالش کشیده می شود. بر اساس نظریه شبه پدیدارانگاری، روح ، کیفیت بدن محسوب می شود و آن را هماهنگی بدن دانسته اند. پاسخ های سقراط بیشتر بیان لوازم فاسده نظریه هماهنگی است؛ عدم تبعیت روح از بدن در همه موارد، عدم تفاوت ارواح نیک و بد، دو لازمه فاسد در این اشکال اند. در اشکال دوم بیان می شود که روح ممکن است مرگ ناپذیر باشد ولی ممکن نیست فناپذیر نباشد. سقراط در پاسخ خویش به نظریه مثل متوسل شده و روح را بهره مند از صورت حیات می شمارد که علی الفرض جاودانه است و صورت مرگ را نمی پذیرد. گفته اند در این پاسخ، بهره مندی همیشگی و جاودانه از صورت حیات، اثبات نشده است.