تأثیر ابعاد سرشت بر اختلال اضطراب فراگیر، وحشتزدگی و وسواس اجباری: با واسطهگری حساسیت انزجاری در دانشجویان دانشگاه ارومیه
نویسندگان
1 استاد، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 دانشجوی دکتری تخصصی روان شناسی، گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه تبریز، ایران
3 استاد، گروه روا نشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
4 استاد، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.30486/jsrp.2022.1932177.3020چکیده
فرض بر این است که ابعاد سرشت و حساسیت انزجاری در تعامل با یکدیگر به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال پانیک و اختلال وسواسی اجباری منجر می شوند. برخلاف اهمیت این مدل، پژوهش های کافی برای ارزیابی تجربی آن انجام نشده است. پژوهش حاضر با هدف تأثیر ابعاد سرشت بر اختلال اضطراب فراگیر، اختلال پانیک و اختلال وسواسی اجباری با واسطه گری حساسیت انزجاری در دانشجویان دانشگاه ارومیه انجام شده است. طرح پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است؛ برای این منظور 377 نفر از دانشجویان دانشگاه ارومیه با استفاده از نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های سرشت و منش کلونینجر(TCI-125, 1994)، مقیاس حساسیت انزجاری(DSS, 1994)، پرسشنامۀ اختلال اضطراب فراگیر(GADQ-IV,2006)، پرسشنامۀ بازنگری شدۀ وسواسی اجباری(OCI-R, 2002) و پرسشنامۀ اختلال وحشتزدگی لیبوییتز (LPI, 1984) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. همچنین برای طبقهبندی، پردازش، تحلیل داده ها و بررسی فرضیههای پژوهش از نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخص های برازندگی نشان داد که مدل فرضی، با مدل اندازهگیری برازش دارد( 97/0= CFI،93/0=NFI، 065/0=RMSEA). نتایج پژوهش حاکی از آن بود که ابعادسرشت بر اختلال اضطراب فراگیر، اختلال پانیک، اختلال وسواسی اجباری در سطح 001/0P< تأثیر معنا داری دارد و همچنین نتایج پژوهش نشان داد که ابعاد سرشت با واسطهگری حساسیت انزجاری بر اختلال اضطراب فراگیر، اختلال وحشتزدگی و اختلال وسواسی اجباری در سطح 001/0P< تأثیر معنا داری دارد. یافته های پژوهش در کنار حمایت از مدل فرضی برای اختلال اضطراب فراگیر، اختلال وسواسی اجباری و اختلال وحشت زدگی، الگوی مناسبی برای سبب شناسی این اختلالات نشان می دهد و می تواند به نقش انزجار در اختلالات اضطرابی و بهبود مداخلات شناختی رفتاری مرتبط با آن کمک کند.