اثر روشهای مختلف کاشت بذر در استقرار و رشد نهالهای بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl)
نویسندگان
doi
10.22092/ijfpr.2019.119178چکیده
در پژوهش پیشرو، زندهمانی، ارتفاع و شادابی نهالهای بلوط ایرانی ( Quercus brantii Lindl.) حاصل از پنج روش مختلف کاشت بذر در قالب طرح آماری کاملاً تصادفی در جنگلهای ایلام بررسی شد. تیمارهای آزمایش شامل کاشت بذرها در چالههایی بهعمق 50 و قطر 40 سانتیمتر و در پناه توریهای 50 درصد مقاوم به UV (تیمار سایه)، چالههایی بهعمق 50 و قطر 40 سانتیمتر همراه با ریختن هوموس و لاشبرگ بر روی بذرهای کاشتهشده (تیمار لاشبرگ)، چالههایی بهعمق 55 و قطر 40 سانتیمتر و استفاده از سوپرجاذب (تیمار سوپرجاذب)، چالههایی بهعمق 100 و قطر 60 سانتیمتر (تیمار چاله عمیق) و بذرکاری در عمق پنج سانتیمتری زمین (تیمار شاهد) بود. همچنین، شدت نور نسبی در همه واحدها با استفاده از دوربین مجهز به عدسی چشمماهی اندازهگیری شد و رابطه رگرسیونی آن نسبت به درصد زندهمانی نهالها بهدست آمد. مقایسه میانگین تیمارها نسبت به تیمار شاهد در سطح اطمینان 99 درصد نشان داد که تیمارهای چاله عمیق، سوپرجاذب، سایه و لاشبرگ بهترتیب 134/5، 138/2، 178/6 و 243/3 درصد افزایش زندهمانی نهال داشتند. در تیمارهای سایه و چاله عمیق بهترتیب 19 /5و 31 درصد افزایش ارتفاع و در تیمارهای لاشبرگ و چاله عمیق بهترتیب 18 و 31 درصد افزایش شادابی نهال مشاهده شد. برازش مدل رگرسیون زندهمانی و درصد نور نسبی (بهجز تیمار چاله عمیق) نیز بیانگر معنیدار بودن مدل خطی (0/73= R 2 ) در سطح اطمینان 99 درصد بود. براساس نتایج پژوهش پیشرو، تیمار لاشبرگ بهعنوان مناسبترین روش کاشت بذر بلوط توصیه میشود. در خصوص تیمار سایه و نیز تیمار چاله عمیق که پیش از ریزش خاک و خفگی نهالها بهترین عملکرد زندهمانی را داشت، انجام پژوهشهای تکمیلی ضرورت دارد.