بررسی و قیاس منادشناسی لایب نیتس و بسیط الحقیقه ملاصدرا

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری ، گروه فلسفه وکلام اسلامی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز،ایران

2 استادیار فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز

3 استادیار ، گروه فلسفه و کلام اسلامی، واحد اهواز، دانشگاه آزاداسلامی، اهواز،ایران

doi
چکیده

از جمله مسائل مهم و اساسی فلسفه که طی سده های اخیر مورد بحث قرار گرفته است ، قاعده بسیط الحقیقه و یا حقیقت بسیط و غیر مرکب در میان حکما و فلاسفه شرق و غرب عالم بوده است . این قاعده جایگاه ویژه ای جهت حل سایر مسائل فلسفی و بویژه اثبات توحید یا وحدانیت داشته است .ملاصدرا (صدرالدین شیرازی) معتقدبه قاعده بسیط الحقیقة کلُالاشیاء و لیس بشی ءٍ منها است، به معنای بسیط حقیقی همه اشیا است، در حالی که هیچ‌یک از اشیا نیست؛ یعنی واجد کمالات و جهات وجودی و خیر همه چیز، و فاقد نقایص و حدود و تعیّنات آنهاست وی این قاعده را از غوامض علوم الهی دانسته و درک حقیقت آن را جز برای کسانی که از جانب حق تعالی به سرچشمه علم و حکمت راه می یابند، آسان ندانسته استاز طرف دیگر لایب نیتس از فلاسفه بزرگ غرب نیز با بیان جوهر فرد یا مناد به بررسی و تحلیل و اثبات آن همت گماشته است . لایب نیتس معتقد بود که مناد جوهری است منفرد و بخش ناپذیر و عنصری و دارای خاصیت های متعدد، ولی چون بسیط است اجزایی ندارد. بنابر آنچه در این مقاله آمده است وجود بسیط ، وجود مطلق و نامتناهی به یک معنا هستند و این مطلبی است مشترک بین ملاصدرا و لایب نیتس .