سبب¬شناسي اختلال موکنی در دوقلوهاي همسان و غير همسان (ارائه مدل يکپارچه ژنتيکي، محيطي و رفتاري)

نویسندگان

1 استاد گروه روان شناسی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران.

2 دانشجوی دکترای روانشناسی عمومی، گروه روانشناسی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران.

3 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، گروه روانشناسی، موسسه آموزش عالی فاطمیه(س) شیراز، شیراز، ایران.

4 استادیار گروه روان شناسی، موسسه آموزش عالی فاطمیه(س) شیراز، شیراز، ایران.

5 دانشیار روان شناسی، گروه روان شناسی کوئین کالج. واشنگتن، امریکا.

doi
10.30486/jsrp.2022.1968720.3630
چکیده

اختلال موکنی یک تظاهر روانپزشکی بالینی است که شامل ریزش موی قابل توجه در اراتباط با رفتار مکرر کشیدن مو است و علت آن هنوز ناشناخته است. هدف اين مطالعه بررسي نقش عوامل ژنتيکي و محيطي و رفتاری در سبب¬شناسی اختلال موکنی و نحوه¬ي ارتباط آن با ديدگاه¬هاي سبب شناسي معاصر بود. این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی همبستگی و طرح دوقلويي بود. نمونه شامل 676 دوقلو شامل(474 همسان و 204 ناهمسان) بود که به¬صورت تصادفي از انجمن¬ دوقلوهای ایران در سال 139۸ انتخاب شدند. مقياس موکنی بیمارستان عمومی ماساچوست(MGH-HPS؛ Keuthen, O'Sullivan, Ricciardi, Shera, Savage et al, 1995) و پرسشنامه خودگزارشی همسانی(Reed, Plassman, Tanner, Dick, Rinehart et al, 2005) به¬عنوان ابزار¬هاي پژوهش استفاده شدند. از تحلیل تک-متغیره دوقلویی جهت برآورد واریانس وراثت، محیط مشترک و محیط غیر¬مشترک در اختلال مذکور استفاده شد. داده‌های پژوهش توسط نرم¬افزارهای SPSS26, STATA17 وM-plus8.3.2 تحلیل شدند. نتايج تحليل تک متغيره دوقلويي نشان داد عوامل ژنتيکي به ترتيب 64% از سبب شناسي موکني را تبيين مي‌کند. بهترين مدل برازش شده براي اختلال موکنی مدل DE بود با توجه به نتايج ضرايب همبستگي دو گروه، ميزان همبستگي اختلال موکني در گروه همسان معادل 61/0 و گروه ناهمسان معادل 31/0 بود. مي¬توان نتيجه گرفت¬که فنوتيپ موکني در نتيجه يک پلي¬ژنيک ايجاد مي¬شود که بر خلاف اثر افزايشي حد واسط نداشته و در نتيجه تعامل ژن با ژن يا در نتيجه يک ژن غالب بوجود مي¬آيد.