تبیین و تحلیل علیت در اندیشه هیوم و نقد آن بر مبنای اندیشه علامه طباطبایی
نویسندگان
1 مربی گروه فلسفه، دانشگاه قم
2 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه قم
doi
https://doi.org/10.71908/rational.2025.1200553چکیده
مراد از علیت ، همان رابطه وابستگی وجودی است ؛یعنی اگر علت نباشد، وجود یافتن معلول محال است. به اعتقاد هیوم تجربه انسانی، شامل هیچگونه ارتباط ضروری میان موارد جزئی تجربه حسی نیست و رابطه علیت، چیزی جز تعاقب دو حادثه نیست. نسبت دادن هر رابطهای به تجارب انسانی، مربوط به عادات ذهنی یا تمایلات انسانها است نه آن چه که دیده میشود. در نتیجه آن چه قوانین طبیعت نامیده میشود، ضروری نیست و خلاف آن، ممکن است. در مقابل نظریه هیوم، پاسخهای متعددی از جانب فیلسوفان اسلامی از جمله علامه طباطبایی داده شده است. به نظر علامه، علت و معلول دارای رابطه وجودی و واقعی است و تصور انسانها از علیت، جدای از تصور تعاقب است. ممکن است در مواردی، تعاقب باشد؛ ولی علیتی در کار نباشد؛ یعنی تعاقب اعم از علت و معلول است. در برخی موارد هم که میان علت و معلول تقارن زمانی وجود دارد، بدون در کار بودن توالی و تعاقب، حکم به علیت می شود. برخی از اصول عقلانی نیز وجود دارد که تجربه متکی بر آنها است؛ مانند اصل امتناع صدفه که هیچ حادثهای نمیتواند بدون علت باشد. دیگری اصل سنخیت علت و معلول است که از هر علت معینی معلول معینی به وجود میآید و این دو اصل ذکر شده متفاوت از اصل علیت است و نباید با اصل علیت خلط شود.