پیش بینی بخشش بر اساس باور به دنیای عادلانه/ ناعادلانه با ميانجي¬گری عواطف خودآگاه درجمعیت مراجعه کنندگان به خانه¬های سلامت شهر کرج
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی عمومی، دانشکده روانشناسی وعلوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی رودهن، رودهن، ایران
2 استادیار گروه روان شناسی، دانشکده روانشناسی وعلوم اجتماعی واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران
3 دانشیار گروه روان شناسی، دانشکده روانشناسی وعلوم اجتماعی واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران
doi
10.30486/jsrp.2021.1884842.2190چکیده
این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجیگری عواطف خودآگاه بین باور به دنیای عادلانه/ ناعادلانه با بخشش انجام شد. طرح پژوهش توصیفی بود. نمونه پژوهش شامل 411 نفر به شیوه نمونهگیری تصادفی از جمعیت مراجعه کنندگان به خانههای سلامت شهر کرج در سال 1397 بودند و به پرسشنامههای باور به دنیای عادلانه (Rubin & Peplau, 1973) سومین نسخه تجدید نظرشده مقیاس عاطفه خودآگاهی برای بزرگسالان (Tangney, Dearing, Wagner & Gramazow, 2000) و مقیاس بخشش (Rye, Loiacono, Folk, Olszewski, Heim & Madia, 2001) پاسخ دادند. برای تحلیل نتایج با استفاده از تحلیل مسیر توسط برنامه AMOS اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرها، بدست آمد یافتهها نشان دادکه باور به دنیای عادلانه/ ناعادلانه به صورت معنادار بخشش را پیشبینی میکند و ضریب مسیر غیر مستقیم بین باور به دنیای عادلانه و بخشش مثبت و معنادار بود(01/0> P ،055/0=β) و این نشان دهنده نقش میانجیگری عواطف خودآگاه است. مدل مفهومی پژوهش با استفاده از دادهها تایید شد و شاخصهای برازش مدل تاییدی بر این امر است. نتایج این پژوهش نشان دادکه باور به دنیای عادل منجر به بازسازی شناختی میشود و به این ترتیب به عنوان یک سازوکار مقابلهای عمل میکند و به عنوان یک برونداد رفتاری مثبت، میتواند حاصل تعامل ساختاری باشد.