فلسفه صلح: کاوشی در متافیزیک صلح فارابی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه، دانشگاه مموریال نیوفاندلند، سنت جونز، نیوفاندلند و لابرادور، کانادا.

2 دانشیار فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران

3 دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه تهران

doi
https://doi.org/10.71908/rational.2025.1191168
چکیده

با تأمل در فلسفه مدنی فارابی علی­الخصوص در کتاب الملّة و سیاست مدنیّة ، می­توان به مفاهیم گوناگونی برخورد که یکی از این مفاهیم فلسفه صلح یا متافیزیک صلح است. اگر بخواهیم مسائل مطرح شده فارابی در این دو کتاب را به صورت چارچوب و محورهای تشکیل­دهنده فلسفه صلح فارابی بیان کنیم، باید اذعان کنیم که تمامی مسائل مربوط در پنج محور خلاصه می­گردند: 1. چیستی فلسفه صلح (موضوع و غایت فلسفه صلح)؛ 2. وجوب وجود صلح در جامعه؛ 3. ضامن صلح؛ 4. منبع صلح­ آفرینی؛ 5. سعادت: ضلع نهایی فلسفه صلح فارابی. بنابراین، با بررسی این پنج محور در فلسفه مدنی فارابی، می­توان از مفهومی به نام فلسفه صلح و متافیزیک صلح سخن راند و همچنین این مفهوم را به عنوان یک نظریه فلسفی به جهان اندیشه عرضه کرد و از سوی دیگر، می­توان استخراج این مفهوم را در سایر آراء اندیشمندان نیز دنبال کرد. همچنین، مفهوم فلسفه صلح قابلیت گسترش به عنوان یک فلسفه مضاف را نیز دارد. بر این اساس، جستار پیش و رو علاوه بر بررسی این پنج محور، به چنین مفهومی در فلسفه فارابی دست پیدا کرده است که دلالت بر پویایی علم مدنی ابونصر فارابی نیز دارد.