نحوه مواجهه شوپنهاور و نیچه با جهان
نویسندگان
1 استاد، گروه فلسفه، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران
2 کارشناسی ارشد فلسفه، گروه فلسفه، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران
doi
https://doi.org/10.71908/rational.2025.1223650چکیده
عنوان مقاله :نحوه مواجهه شوپنهاور و نیچه با جهان چکیده مقاله پژوهشی نحوه مواجهه شوپنهاور و نیچه با جهان :فلسفه این دو فیلسوف بزرگ قرن نوزدهم، آرتور شوپنهاور و فردریش نیچه، از برجستهتریننمونههای تلاش برای درک ماهیت جهان و جایگاه انسان در آن است. جهانبینی شوپنهاوری و نیچهای، دو رویکرد متفاوت و گاهیمتضاد به هستی و انسان را نمایان میسازند. آرتور شوپنهاور، جهان را صرفاً تجلی اراده نامتناهی و کورکورانه میداند که سرچشمه تمام رنج و مشقت بشر است. او انسان را در چنگال این ارادهی خارج از کنترل میبیند و معتقد است که تنها راه رهایی از آن، نفی اراده و دستیابی به سکون و آرامش است. در مقابل، فردریش نیچه با نگاهیقدرتطلبانه به مفهوم اراده مینگرد و آن را نیروی خلاق و گشایشگرمیداند که میتواند به انسان و رسیدن به کمال وجودی وی بینجامد. فردریش نیچه مخالف انفعال و گریز از جهان است و انسان را به قدرتمندی و خودشکوفایی فرا میخواند تا با اتکا به اراده خود، بر محدودیتهایوجودی خویش غلبه کند.در این پژوهش به بررسی و مقایسه مفهوم اراده در آثار آرتورشوپنهاور و فردریش نیچه میپردازیم و با بررسی دقیق آثار دو فیلسوف و تحلیل تفاوتهای دیدگاه آنها، میکوشیم به درک عمیقتری از مفهوم اراده و کاربرد آن در فلسفه و زندگی انسان برسیم.