ارزیابی اجمالی دیدگاه فارابی و ابن‌سینا راجع به «عقل عملی» با نگاهی گذرا به برخی آراءِ ملاصدرا

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران

2 دانشجوی دکتری فلسفه فلسفة اخلاق دانشگاه قم، قم، ایران

doi
https://doi.org/10.71908/rational.2025.1217482
چکیده

چکیده: نوشتار پیشرو با روشِ تحلیلی به ارزیابی اجمالی آرای ابن‌سینا و فارابی دربارة «عقل‌عملی» و کارکردهای آن با التفات به آراء ملاصدرا می‌پردازد.فارابی و ابن‌سینا اغلب از تقارب تحلیل‌ خوبی برخوردارند، اما دربارة عقل‌عملی و کارکردهای آن مبنای متفاوتی دارند. فارابی حکمتِ‌عملی را در ادراکاتِ‌کلی و جزئی، محصولِ خالصِ عقلِ‌عملی می‌داند. اتصالِ عقلِ‌عملی به عقلِ‌فعال را برای دریافتِ بایدهای‌کلی اخلاقی می‌پذیرد و آنرا مختصِ عقلِ‌نظری نمی‌داند.اما ابن‌سینا کارکردِ ادراکیِ‌اصطلاحی را برای عقلِ‌عملی نمی‌پذیرد و صرفاً محصولِ نهائیِ عقل‌عملی را الزاماتِ‌جزئیِ می‌داند و ادراک‌کلی بایدها را کارکردِ عقلِ‌نظری و ادراک ِ شواهدِ‌جزئی را از ورودی‌های خیالی می‌پندارد.قوایِ نفس و کارکردهایش را با ‌الواحد اثبات نموده و برای قوایِ‌نفس، وظیفة انحصاری می‌پذیرد و بر همین اساس، اتصال به عقل‌ِفعال را از کارکردهای انحصاری عقل‌نظری می‌داند.ملاصدرا همسو با سهروردی، الواحد را مختص بسائطِ‌حقیقی می‌داند و قوایِ‌نفس را  با الواحد اثبات نمی‌نماید،نظیرِ فارابی عقل‌عملی را مُدرکِ الزامات‌کلی می‌داند.به نظر می‌رسد ابن‌سینا در آثار مختلفِ خود از عباراتِ متهافتی استفاده نموده است، اما بیان وی روشن است و فقط بایدهای جزئی را خروجیِ کار عقلِ‌عملی می‌داند. فارابی و ملاصدرا ادراکاتِ کلی را هم کارکرد عقل‌عملی می‌دانند، اما نهایتاً هر سه اندیشمند، احکامِ اخلاقی را با یک ثبات و عمومیتی اثبات می‌نمایند.