تأثیر آسیبهای دوران کودکی بر نگرش به خیانت زناشویی با میانجیگری خود ارزشیابی مرکزی در دانشجویان
نویسندگان
1 کارشناس ارشد مشاوره خانواد، ،گروه روانشناسی و علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه خاتم، تهران ایران.
2 دانشیار گروه روانشناسی و علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه خاتم، تهران ایران.
3 استادیار گروه روانشناسی و علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه خاتم، تهران ایران.
doi
10.71629/jsrp.2025.896116چکیده
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آسیبهای دوران کودکی بر نگرش به خیانت زناشویی با نقش میانجیگری خودارزشیابی مرکزی در دانشجویان متاهل شهر تهران انجام شد.روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان زن ومرد متاهل شهر تهران در سال 1402 بود که با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس 400 نفر (211 زن و 189مرد) به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودارزشیابی مرکزی (Judge et al,2003)، پرسشنامه نگرش به خیانت (Whatley, 2008) پرسشنامه ترومای دوران کودکی (Bernstein,2003 ) بود. آزمون فرضیهها با روش مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری SMART PLS به روش حداقل مجذوات جزئی انجام شد. یافتهها نشان داد نقش میانجیگر خودارزشیابی مرکزی در رابطه بین آسیبهای دوران کودکی و نگرش به خیانت زناشویی تایید شد (05/0>p). همچنین اثرات مستقیم نشان داد که آسیبهای دوران کودکی دارای تاثیر مثبت و با شدت اثر متوسط (357/0=β) بر نگرش به خیانت زناشویی بود و خودارزشیابی مرکزی دارای تاثیر منفی و با شدت متوسط (346/0- =β) بر نگرش به خیانت زناشویی بود. بر این اساس روانشناسان خانواده میتوانند آگاهیهای لازم را در مورد آسیبهای دوران کودکی و تأثیر آن بر خود ارزشیابی و خیانت زناشویی در اختیار خانوادهها و افراد جوان در شرف ازدواج قرار دهند تا زمینه را برای ایجاد یک زندگی زناشویی با کیفیت و متعهد فراهم کنند.