نحوه درک و پردازش برنامه های آموزشی تلویزیونی در کودکان

نویسندگان

1 دانشجوي دکتراي تخصصی مديريت رسانه ای، گروه مدیریت، دانشکده حکمرانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان(خوراسگان)، اصفهان، ايران

2 دانشیار گروه علوم ارتباطات و مدیریت کسب و کار، دانشكده علوم انسانی وحقوق، دانشگاه آزاد اسلامي واحد اصفهان(خوراسگان)، اصفهان، ايران.

3 گروه مدیریت، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.

doi
10.71629/jsrp.2025.1115561
چکیده

هدف این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر نحوه درک و پردازش کودکان از برنامه های آموزشی تلویزیون بود. این پژوهش از نوع روش کیفی بوده و با استفاده از طرح کیفی بارویکرد فراترکیب انجام شده است. در فراترکیب؛ پنج پایگاه داده شامل سایک اینفو، مجموعه روانشناسی و علوم رفتاری، اسکوپوس، ساینس دایرکت و وب آو ساینس، بر مبنای روش شش مرحله ای ساندلوسکی و باروسو بررسی شد و 49 منبع پژوهشی مرتبط، مبنای تحلیل قرار گرفت. جهت اطمینان ازروایی وپایایی یافته ها،کدهای استخراج شده درچندمرحله دراختیارکارشناسان وپژوهشگران مرتبط با حوزه رسانه وکودک قرارداده شد واصلاحات مدنظرمتخصصان جهت اعمال می شد. نتایج نشان دادند که عوامل مؤثر بر نحوه درک و پردازش کودکان از برنامه های آموزشی تلویزیون را می توان در سه مضمون اصلی محرک ها، پردازش اولیه و پردازش ثانویه طبقه بندی نمود. با توجه به منابع شناختی محدودی که کودکان در یک زمان معین برای پردازش رسانه در دسترس دارند، درک کودکان از روایت (خط داستان) و مؤلفه های آموزشی محتوا زمانی مفید خواهد بود که محتوای آموزشی به شدت در روایت تنیده شود. تحقیقات شناختی از این نوع با اطمینان از همسویی جریان اطلاعات با نحوه پردازش اطلاعات توسط مغز می تواند به طراحان کمک ‌کند تا در پیش برد اهداف طراحی خود، پردازش متوالی اطلاعات نهفته در برنامه های کودک را بهینه تر کنند.