بازسازی جنگل تخریب شده با استفاده از گونههای بومی و غیربومی: بررسی حاصلخیزی خاک و کیفیت توده (مطالعه موردی: چمستان- استان مازندران)
نویسندگان
doi
10.22092/ijfpr.2017.112882چکیده
این پژوهش به بررسی اثرات پنج توده جنگلکاری شده 20ساله با گونههای پلت ( Acer velutinum Boiss.)، کریپتومریا ( Cryptomeria japonica D. Don.)، زربین ( Cupressus sempervirens L. var. horizontalis (Mill.) Gord.)، کاج تدا ( Pinus taeda L.) و یک توده آمیخته بر حاصلخیزی خاک میپردازد. همچنین، مقایسه کیفیت تودههای مذکور با جنگل طبیعی بهمنظور انتخاب گونه مناسب برای کاشت در مناطق پایینبند جنگلهای هیرکانی از اهداف این پژوهش بود. در هر توده، پنج قطعهنمونه مربعی شکل (400 متر مربعی) بهصورت منظم- تصادفی مشخص شدند و مشخصههای کمی و کیفی درختان ثبت شد. همچنین، از سه عمق صفر تا 15، 30-15 و 45-30 سانتیمتری خاک بهصورت ترکیبی نمونهبرداری شد و مشخصههای فیزیکی و شیمیایی خاک اندازهگیری شدند. نتایج نشاندهنده تأثیر معنیدار تودههای مورد مطالعه بر مشخصههای مورد بررسی بود. توده کاج تدا بیشترین (6/4) و توده پلت کمترین (5/5) مقدار اسیدیته، توده طبیعی بیشترین (ds/m 2 0/18) و توده کریپتومریا کمترین (ds/m 2 0/06) مقدار هدایت الکتریکی را داشتند. در توده کاج تدا بیشترین مقدار کربن آلی (1/29 درصد) و ازت کل (0/36 درصد) و در توده طبیعی کمترین مقدار کربن آلی (1/03 درصد) و ازت کل (0/08 درصد) مشاهده شد. توده آمیخته بیشترین (g/Kg 1/9) و توده کریپتومریا کمترین (g/Kg 1/8) مقدار فسفر را داشتند. همچنین، توده پلت بیشترین (t/ha 292830) و توده طبیعی کمترین (t/ha 223920) مقدار ترسیب کربن را داشتند. نتایج این پژوهش نشان داد که تودههای سوزنیبرگ از نظر ویژگیهای کیفی و عناصر غذایی موفقتر عمل کردهاند، در حالیکه از نظر ویژگیهای کمی و مقدار انباشتگی کربن خاک، تودههای پهنبرگ موفقتر بودند. در مجموع و با توجه به شرایط منطقه، تودههای پهنبرگ در مقایسه با تودههای سوزنیبرگ از موفقیت بیشتری برخوردار بودند.