مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی و درمان هفتمرحلهای فورتین بری و موری بر تصویر بدنی، اختلال خواب در زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان
نویسندگان
1 گروه روانشناسی، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران.
2 گروه روانشناسی، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران.
3 گروه روانشناسی، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران.
doi
10.71610/psych.2026.1239962چکیده
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی و درمان هفتمرحلهای فورتین بری و موری بر تصویر بدنی و اختلال خواب در زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان انجام شد.این پژوهش یک مطالعه شبهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری یکماهه بود. جامعه آماری شامل زنان ۱۸ تا ۳۵ ساله مبتلا به افسردگی پس از زایمان در شهر زرند بود. با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای و سپس هدفمند، ۶۰ نفر پس از غربالگری اولیه با پرسشنامه افسردگی پس از زایمان ادینبورگ انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه ۳۰ نفره (طرحواره درمانی هیجانی و درمان هفتمرحلهای فورتین بری و موری) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه چندبعدی تصویر بدنی و شاخص کیفیت خواب پیتسبورگ بود. هر دو مداخله به مدت ۱۲ جلسه ۹۰ دقیقهای هفتهای یکبار اجرا شدند. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی در سطح معناداری ۰۵/۰ تحلیل شدند. نتایج نشان داد که هر دو مداخله در مقایسه با گروه کنترل تأثیر معناداری بر بهبود تصویر بدنی و کاهش اختلال خواب داشتهاند (01/0>P). در متغیر تصویر بدنی، طرحواره درمانی هیجانی به طور معناداری مؤثرتر از درمان هفتمرحلهای فورتین بری و موری بود (01/0>P). در متغیر اختلال خواب نیز هر دو روش اثربخشی معناداری نشان دادند، اما طرحواره درمانی هیجانی کاهش بیشتری را در مقایسه با درمان فورتین بری و موری ایجاد کرد. همچنین اثرات درمانی در مرحله پیگیری یکماهه در هر دو گروه پایدار باقی ماند. نتیجهگیری: اگرچه هر دو رویکرد طرحواره درمانی هیجانی و درمان هفتمرحلهای فورتین بری و موری در بهبود تصویر بدنی و کاهش اختلال خواب زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان مؤثر هستند، اما طرحواره درمانی هیجانی اثربخشی بیشتری نشان داد. بنابراین، استفاده از این رویکرد برای زنانی که از افسردگی پس از زایمان همراه با نارضایتی از تصویر بدنی و اختلال خواب رنج میبرند، توصیه میشود.