پیشبینی احساس شرم بر اساس ترومای کودکی، حساسیت نسبت به طرد و خود انتقادی در دانشجویان دارای رگههای اختلال شخصیت مرزی
نویسندگان
1 گروه روان شناسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار گروه روانشناسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ايران.
doi
10.71610/psych.2026.1217874چکیده
پژوهش حاضر با هدف پیشبینی احساس شرم بر اساس ترومای دوران کودکی، حساسیت به طرد و خودانتقادی در دانشجویان دارای رگههای اختلال شخصیت مرزی انجام شد. روش این پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دارای رگههای اختلال شخصیت مرزی در دانشگاه آزادهای تهران بود که با نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. در مجموع ۱۵۰۰ پرسشنامه طی دی ۱۴۰۳ تا اردیبهشت ۱۴۰۴ تکمیل شد و در نهایت تعداد ۱۷۴ پرسشنامه که در پرسشنامه شخصیت مرزی لیشنرینگ (۱۹۹۹) نمره بالاتر از نقطه برش کسب کرده بودند غربال و مورد تحلیل قرار گرفتند. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامه اختلال شخصیت مرزی (لیشنرنینگ، ۱۹۹۹)، شرم (کوهن و همکاران، ۲۰۱۱)، ترومای کودکی (برنشتاین و همکاران، ۲۰۰۳)، حساسیت به طرد (داونی و فلدمن، ۱۹۹۶) و خودانتقادی (تامپسون و زاروف، ۲۰۰۴) بود. دادهها با رگرسیون چندمتغیره در نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. نتایج نشان داد ترومای دوران کودکی (۱۴/۰=β، ۰۴/۰=P) و خودانتقادی (۳۹/۰=β، ۰۰/۰=P) پیشبینهای معنادار احساس شرم هستند، در حالی که حساسیت به طرد نقش پیشبینیکننده معناداری نداشت (۰۹/۰=β، ۱۷/۰=P). از این یافتهها میتوان نتیجه گرفت تجربه ترومای دوران کودکی و سطح بالای خودانتقادی نقش برجستهای در شکلگیری احساس شرم مزمن در افراد دارای رگههای اختلال شخصیت مرزی دارند و مداخلات درمانی باید بر کاهش خودانتقادی و بازسازی الگوهای هیجانی مرتبط با ترومای دوران کودکی تمرکز کنند.