تجربه‌ی جریان بازآفرینی فرهنگ مبنا در محله سنگ سیاه، الگویی برای احیاء بافت های تاریخی (مطالعه موردی: محله سنگ سیاه شیراز)

نویسندگان

1 دانشجو دکتری جغرافیای انسانی، دانشگاه اوتاگو، دنیدن، نیوزلند

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد شهرسازی، دانشکده معماری و هنر، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

3 دانشیار جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.71633/jshsp.2024.1032448
چکیده

مقدمه: بافت تاریخی هر شهر نه تنها گنجینه­ ماندگار فرهنگی و هنری آن شهر است، بلکه بخش مهمی از ماهیت آن شهر را در دل خود دارد؛ می­توان گفت که حفاظت از این بافت در اصل حفاظت از ماهیت شهر است. در نتیجه تاکنون روش­های گوناگونی جهت حفظ و نگهداری این بافت­ها ارائه شده است. هدف : هدف از این پژوهش تبیین چگونگی مداخله­ جریان بازآفرینی فرهنگ­مبنا در بافت­های ناکارآمد شهری و ارائه الگویی جهت حفاظت پویا از بافت­های تاریخی با بهره­گیری از دیدگاه­های این تفکر است. در این راستا، نه تنها به بررسی رویکردهای موجود در بازآفرینی پرداخته شده، بلکه با تحقیق در مورد یکی از بازآفرینی­های موفق در بافت تاریخی شیراز (محله­ی سنگ سیاه) الگویی تلفیقی با نگرش فرهنگ­مبنا ارائه شده است. روش‌شناسی تحقیق: برای رسیدن به این هدف از روش‌های میدانی و کتابخانه­ای استفاده شده است که مهم‌‌ترین آنها مطالعه¬ی اسناد بالادستی، مشاهده در محل و انجام مصاحبه با 17 نفر از افراد دخیل در بازآفرینی محله سنگ سیاه بود. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش، محله تاریخی سنگ سیاه در شهر شیراز است. یافته­ ها: الگوی به دست آمده شامل ده مرحله است که جوانب اجتماعی، اقتصادی و کالبدی را پوشش می­دهد. این مدل نه­تنها در نظریه تمام جوانب را پوشش داده، بلکه در عمل نیز کارایی خود را ثابت کرده و به دلیل ماهیت منطعف خود این امکان را فراهم می­کند که در سایر شهرها و بافت­های تاریخی نیز مورد استفاده قرار گیرد. نتایج: نتیجه این پژوهش را می­توان در دو مورد خلاصه کرد. یکی بررسی جوانب بازآفرینی فرهنگ مبنا با هدف کاربری کردن این رویکرد و نجات آن از نگرشی صرفا شعاری در برنامه­ریزی­شهری. و دیگری ارائه الگویی جهت اجرای روند بازآفرینی فرهنگ­مبنا در محلات شهری با رویکردی منعطف و دربرگیرنده ابعاد مختلف.