الگویابی ساختار فضایی مبادی ورودی شهربرمبنای کارکردهای جغرافیایی آن (مطالعه موردی: ورودیهای شهر اردبیل)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران
2 (استاد گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد ملایر، دانشگاه آزاد اسلامی، ملایر، ایران)
3 استادگروه جغرافیا، واحد علوم و تحقیقات ،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران
doi
10.71633/jshsp.2025.1032478چکیده
مساله ایجاد ساختار حقیقی در ارتباط با فضای ورودی شهرها، به عنوان عامل و کیفیتی ضروری در حیات کالبدی و عملکردی مبادی ورودی شهر به شمار می آید. چرا که عدم وجود ساختار متمرکز برای مبادی ورودی شهر امکان نفوذ و استفاده کاربری های شهری را در پهنه این فضا ها افزایش داده و سبب کاهش در کارایی و عملکرد این مبادی به عنوان یک فضای میانی و جداکننده گردیده است. بدین لحاظ ایجاد کالبد متناسب موجب افزایش میزان تشخص و بهم پیوستگی فضای ورودی شهر خواهد شد. و این عامل جایگاه آن را به عنوان یک مکان با هویت تثبیت میکند. پژوهش با استفاده از منابع کتابخانهای و میدانی، به شیوه توصیفی تحلیلی و از لحاظ هدف کاربردی میباشد.که برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS، و از آزمون های کولموگروف- اسمیرنوف، آزمون T تک نمونه ای و آزمون فریدمن استفاده گردیده است. بر مبنای این پژوهش، ورودی شهر دارای نقش های میانی، ارتباطی، موزه ای و به عنوان تعیین کننده مرز شهری است. لذا این فضا باید دارای مدل ساختاری باشد، که بتواند موجب حفظ موقعیت ورودی، به عنوان یک پهنه بینابین و ارتباطی شود. براساس نتایج این پژوهش فضای ورودی باید دارای ساختار فشرده دو قطعه ای متقارن باشد تا با ایجاد یک فضای متشخص نسبت به دو فضای مجاور، زمینه هویتمند شدن ساختار ورودی شهرگردد.