تحلیل نقش بازآفرینی شهری پایدار در ارتقاء زیست پذیری محله های اسکان غیررسمی (مطالعه موردی: محله مرادآب کرج)
نویسندگان
1 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران
2 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران
3 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران
4 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.71633/jshsp.2026.1191129چکیده
محلات اسکان غیررسمی یکی از اشکال بافتهای فرسوده شهری هستند که معمولاً وضعیت مناسبی از زیستپذیری را ارائه نمیدهند. بازآفرینی شهری یکی از مؤثرترین ابزارهایی است که در اختیار برنامهریزان شهری قرار دارد تا بتوانند به کمک آن طیف وسیعی از مسائل این محلات را مورد رسیدگی قرار داده و راهحلهای بلندمدتی برای مشکلات آنها بیابند. هدف این پژوهش بررسی اقدامات بازآفرینی پایدار و تأثیرگذاری آنها بر شاخصهای زیستپذیری در محله مرادآب کرج میباشد. این پژوهش روشی توصیفی- تحلیلی دارد. گردآوری دادههای موردنیاز تحقیق با استفاده از روش کتابخانه ای و اسنادی صورت گرفته است. ابتدا با مراجعه به منابع اسنادی و مراجع مربوط، پروژههای اجرا شده و اقدامات صورت گرفته در قالب طرحهای مختلف که ماهیتی بازآفریانه و پایدارمحور داشتهاند مطالعه شده و بر مبنای آن میزان تأثیر در زمینههای مختلف به قالب گویههای پرسشنامه درآمده و متناظر با آن وضعیت موجود نیز مورد پرسش قرار گرفته است. اطلاعات پرسشنامه وارد نرمافزار SPSS شده و ابتدا با اجرای آزمون تیتکنمونهای سطح فعلی هر شاخص تعیین شده و سپس با اجرای مدل تحلیل ساختاری AMOS میزان تاثیرگذاری طرحهای توسعه بر هر مؤلفه از زیستپذیری مشخص گردیده است. یافتههای تحقیق حاکی است که زیست پذیری در ابعاد کالبدی بالاتر از ابعاد محیطزیستی و اجتماعی قراردارد. بیشترین تأثیرپذیری شاخصهای زیستپذیری از طرحهای اجرایی به شاخصهای قابلیت دسترسی به وسایل نقلیه عمومی، قابلیت فضا برای گذران اوقات فراغت مربوط بودهاند که وضعیت موجود، شرایط مطلوبتری از آنها را ارائه میدهد. از آنجا که طرحهای اجرا شده بیشتر ماهیتی کالبدی و فیزیکی داشته و کمتر فرهنگی یا اجتماعی بودهاند، شاخصها و ابعاد مربوط به این ابعاد نیز دستخوش تغییر و تأثیرپذیری زیادتری گردیدهاند. تأثیرگذاری طرحهای بازآفرینی بر شاخصهای زیبایی، نبود آلودگی صوتی و وضعیت نظافت نشان میدهد که طرحهای بازآفرینی اجرا شده از ابعاد فرهنگی- اجتماعی و محیط زیستی غفلت نموده و از اینرو محدوده مورد مطالعه به لحاظ زیست پذیری، در این ابعاد کاستی و ضعف زیادتری دارد. با وجود آنکه در بازآفرینی بایستی تمامی ابعاد کالبدی، اقتصادی و اجتماعی- فرهنگی بهطور یکسان مورد توجه قرار گیرد و در وجه پایدار آن، تمامی اینها بر محوریت محیط زیست، کارامدی و توازن، محقق شود، در عمل آنچه بر خلاف اصول این طرحها مورد توجه قرار میگیرد، همچنان بعد فیزیکی و کالبدی است. این نوع اقدام نیازمند تغییر میباشد.