استفاده از روش‌های تجزیه‌وتحلیل بقا در ارزیابی اثرات خصوصیات فرد، توده و محیط بر زمان بقا بلندمازو در برابر بیمار ذغالی

نویسندگان
doi
10.22092/ijfrpr.2017.113333
چکیده

بیماری ذغالی با عامل mediterranea Biscogniauxia یکی از بیماری­های مهم و مؤثر در خشکیدگی درختان بلوط است که در سال 1388 در استان گلستان گزارش گردید. این تحقیق باهدف ارزیابی اثرات خصوصیات درخت، توده و محیط بر زمان بقا (سالم ماندن) بلندمازو، در پارک جنگلی قرق انجام شد. بنابراین 192 اصله درخت بلندمازو با متوسط قطر برابرسینه 9/50 سانتی‏متر در پنج دوره شش‌ماهه از مهر 1392 تا مهر 1394 در این مطالعه وارد شدند. از آزمون لگ رتبه­ای و رگرسیون کاکس به ترتیب برای برآورد میانگین زمان بقای درختان و بررسی عوامل مؤثر بر آن استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون لگ رتبه­ای بیشترین (7/100 ماه) و کمترین (2/40 ماه) میانگین زمان بقا را به‏ترتیب در مرحله رویشی تیرک و پیردار برآورد کرد. همچنین درختان بلوط با فاصله کمتر از 10 و بیشتر از 200 متر از جاده به ترتیب کمترین (7/51 ماه) و بیشترین (6/109 ماه) زمان بقا را داشتند. بااین‌وجود براساس تجزیه رگرسیون کاکس، در بین متغیرهای مورد بررسی تنها متغیرهای فاصله از جاده و محدوده پراکنش برمیزان بقا درختان بلندمازو مؤثر بودند. با برآورد میزان بقای درختان و عوامل مؤثر بر آن، می­توان روش­های پیشگیری جهت مدیریت و کاهش نرخ بیماری ارائه کرد. استفاده از روش­های تجزیه‌وتحلیل بقا در اپیدمیولوژی بیماری­های درختان جنگلی، این توانایی را به کارشناسان خواهد داد تا درک بهتر و صحیح­تری از چگونگی روند بیماری­ها به دست آورند.