تحلیلی بر الزامات تحقق شهر هوشمند در کلان‌شهرهای ایران (مطالعه موردی: کلان‌شهر کرمان)

نویسندگان

1 استادیارگروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.

2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

3 دانشیار دانشگاه ازاد مراغه

doi
10.71633/jshsp.2026.1204995
چکیده

مقدمه: یکی از مفاهیم جدید جهت مقابله با چالش‌های کنونی شهرها در عرصه‌ی برنامه‌ریزی شهری، توسعه‌ی شهر هوشمند است که در طول سال‌های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است. در این میان یکی از پایه‌های اساسی تحقق شهر هوشمند دسترسی به اطلاعات در زمان واقعی در زمینه‌ی الزامات برنامه‌ریزی این نوع شهر و تدوین اقدامات در این راستا می‌باشد. هدف : با توجه به ضرورت بررسی الزامات تحقق شهر هوشمند در راستای برنامه‌ریزی هوشمندسازی شهرها، پژوهش حاضر با هدف تحلیل الزامات تحقق شهر هوشمند در کلان‌شهر کرمان نگارش شده است. روش پژوهش: روش تحقیق در پژوهش حاضر آمیخته (کمی و کیفی) با هدف کاربردی و ماهیت آن تحلیلی-اکتشافی می‌باشد که در راستای تجزیه و تحلیل اطلاعات از مدل تحلیل عاملی اکتشافی در نرم‌افزار SPSS استفاده شده است. جامعه‌ی آماری تحقیق نیز شامل مدیران، مسئولان و نخبگان دانشگاهی کلان‌شهر کرمان می‌باشد که با توجه به مشخص نبودن تعداد جامعه‌ی آماری، حجم نمونه با استفاده از روش کوهن 100 نفر تعیین شده است. یافته‌ها: یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که الزامات تحقق شهر هوشمند کرمان در قالب 5 دسته‌ی اصلی مدیریتی–نهادی، زیست‌محیطی، اقتصادی، فناوری و خلاقیت و اجتماعی قابل تقسیم‌بندی بوده که به ترتیب ارزش ویژه‌ی آن‌ها 713/5، 420/3، 945/2، 531/2 و 724/1 می‌باشد. این 5 عامل مجموعاً 732/74 درصد واريانس كل متغيرها یا الزامات تحقق شهر هوشمند کرمان را تبيين مي‌كنند. نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد که شهر هوشمند کرمان بر مبنای اقدامات راهبردی در قانون‌گذاری، تدوین و اجرای سیاست‌های یکپارچه و دست‌یابی به چشم‌انداز یکپارچه با تأکید بر ابعاد اصلی شهر هوشمند یعنی اقتصاد هوشمند، تحرک هوشمند، محیط هوشمند، مردم هوشمند، زندگی هوشمند و حکمروایی هوشمند قابلیت تحقق دارد. همچنین مهمترین الزام در این زمینه مدیریت این شهر بوده و شامل ابعادی چون حاکمیت متمرکز و تکنوکرات‌گرا، عدم وجود دیپلماسی شهری، بخشی‌نگری و عدم انسجام در عناصر مختلف برنامه‌ریزی، تفرق‌های مختلف در نظام مدیریت شهری، رویکرد سنتی، ایستا و خطی در برنامه‌ها و عدم تأکید بر رویکرد عدالت فضایی و اجتماعی در انواع طرح‌ها است.