بنیان تعلیم شاهان در برسازی زندگی فردوسی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

doi
چکیده

شاهنامۀ فردوسی را به سبب تنوع مقولاتِ تعلیم‌بخشی، قدرت و غنای مباحث تعلیمی و اشکالِ گوناگونِ تعلیمِ گسترده در لایه‌های پیدا و پنهانِ متن، اگر در زمرۀ ادبیات تعلیمی به شمار آوریم، راه اغراق نپیموده‌ایم. شاهنامه پرحجم‌ترین و قدیمی‌ترین میراث‌بَرِ اندرزنامه‌های ایران باستان در بابِ سلوکِ ملوک است و به چند معنا پایه‌گذار تعلیم پادشاهان، ترغیب آنان به نیکوروشی و تحصیل نیک‌نامی و تحذیرشان از بدکرداری و بدنامی است. این اثر نه فقط در متنِ خودش مبادیِ تعلیم به رأس قدرت را پایه می‌گذارد، که حتی زندگی‌نامۀ ساخته‌شده برای مؤلفش مشابه‌سازیِ مبادیِ تعلیمیِ این متن و تأویلی تعلیمی برای آن است. زندگی برسازی‌شدۀ فردوسی در متون، محصول گفتگویِ متونِ بعد از فردوسی با شاهنامه‌اند و از همان عناصر تعلیم به رأس قدرت برخوردارند. هم شاهنامه و هم زندگی‌نامۀ برسازی‌شدۀ فردوسی، دستمایه و درسنامۀ تعلیم در متون تعلیمی بوده‌اند و گفتمان اخلاق‌گرای تاریخ، از حیث نصیحة الملوک از گفتگوی شاهنامه با زندگیِ مؤلفش و گفتگوی این دو با متون تعلیمی دیگر شکل گرفته است. در این جستار بنا به روش‌شناسی هرمنوتیک در واکاوی و تحلیل متون، به زندگی‌نامۀ برسازی‌شدۀ فردوسی از بُعد تبعات و نتایج تعلیمی آن برای تاریخ نگریسته شده است.