تحلیل مهارتهای شناختی رمان رضوی بیدارم کن بر پایۀ تفکّر انتقادی لیپمن
نویسندگان
1 دانشجوی پسادکترای گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران (نویسنده مسئول)
doi
10.30495/pars.2023.708465چکیده
رمانهای برگرفته از فرهنگ اسلامی در ادب فارسی با هدف پردازش جنبههایی از آموزههای تربیتی و گونههایی از مهارتهای گونههای تفکّر پدید آمدهاند که میتوان از آنها در اجتماعپژوهی استفاده کرد و به یاری آنها به جنبههای بیشتری از فلسفة وجودی انسان و گونههای تفکّر دست یافت. رمان رضوی بیدارم کن از فریبا کلهر با الگوی شخصیت امام رضا(ع) مبتنی بر بایدها و نبایدهای اخلاقی و آموزههای شناختی است که مهارتهای تفکّر انتقادی را مانند خوداصلاحی، دگراصلاحی، داوری صحیح و تأثیر و تفسیر زمینة متن در بر دارد. پژوهش حاضر با هدف تبیین مهارتهای تفکّر انتقادی در رمان رضوی بیدارم کن برپایة تفکّر انتقادی لیپمن با رویکردی توصیفیـتحلیلی انجام شده است. دستاورد پژوهش، دستیابی به مهارتهای تفکّر انتقادی است که میتواند مخاطب را با بیان استدلالهای منطقی، برخورداری از انعطاف در برخورد با روشهای جدید و تکیه بر شرایط نامتعارف به درک صحیحی از متن برساند. فراشناخت متن، مرهون پرسش از تفکّر مخاطب است که وی را به شناختی فراتر از شناخت معمولی رسانده است. زوایایی از داوریهای صحیح در متن رمان مشاهده میشود که تفکّر انتقادی و اصلاحی نویسنده دلیل اصلی آن است؛ چنانکه تفکّر و استدلال مخاطب (نوجوان) را به چالش کشیده است و وی را به درکی صحیح از داوری نسبتبه شخصیت امام رضا(ع) و تأثیر این داوری بر پرورش مهارتهای تفکّر انتقادی او در دنیای معاصر رسانده است.