بازگشت یا ماندن؛ پدیدارشناسی هویت‌یابی کودکان کار افغانستانی در ایران

نویسندگان

1 دانشیار گروه مطالعات خانواده و زنان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز،ایران( نویسنده مسئول ) Samad1356@gmail.com

2 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی، واحد خلخال ، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال، ایران

3 استادیار گروه جامعه‌شناسی، واحد خلخال ، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال، ایران.

doi
چکیده

فهم کودکان از مهاجرت و تجربیات روزمرة آنان، موضوع به‌ندرت پژوهش‌شده‌ای است. در این پژوهش با این فرض پژوهشی که مهاجرت‌کردن نه‌ تصمیمی یک‌شبه و دفعتی بلکه تصمیمی است که برای بسیاری در پس سال‌ها تجربة زیسته و اندیشیدن به‌ آن اتفاق می‌افتد، به رویکرد کودکان کار افغانستانی درمورد رفتن از ایران و بازگشت به وطن‌شان پرداخته شده‌ است. این پژوهش در میان کودکان کار افغانستانی‌‌ای در یک مرکز آموزشی وابسته به شهرداری تهران انجام شده است. از آن‌جاکه این مطالعه به‌ دنبال آن بوده است که هویت‌یابی کودکان از خلال زندگی روزمرة آنان که با فعالیت اقتصادی گره خورده است را بررسی کند تا به‌چگونگی فهم آن‌ها دربارة مهاجرت دوباره دست بیابید، از روش‌شناسی پدیدارشناسی تفسیری (IPA) بهره برده است. نتایج این تحقیق که از دل ۱۱ مضمون اصلی یعنی: جمع‌گرایی، خوداتکایی، بزرگ‌سالی زودهنگام، شبکة معتمدین، تصویر آینده، خانواده، کار و افزایش تاب‌آوری، سنت‌ها و هویت، زیست‌پذیری ، خود و دیگری و خشونت؛ به‌دست آمده است نشان می‌دهد که این کودکان زیست‌جهان خود را به‌صورتی فهم و بیان می‌کنند که نشان‌گر رضایتی قابل قبول از وضعیت‌شان در ایران است. با توجه نگرش آن‌ها به‌نظر می‌رسد انطباق سنت‌ها و ارزش‌های شبکة اجتماعی‌‌ای که این کودکی به‌سرعت تبدیل به گرهی مهم در آن می‌شوند، انطباق قابل قبولی با شرایط ایران دارد و این هم‌سویی باعث می‌شود که احتمال مهاجرت مجدد در آن‌ها کم باشد.