مدل مفهومی همپیوندی ابعاد شهر خلاق تبریز رهیافتی نظاممند برای برنامهریزی شهری خلاق
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری شهرسازی، گروه شهرسازی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
2 گروه برنامه ریزی شهری، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
3 گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی، تبریز، ایران.
doi
10.71882/jisaud.2025.1213022چکیده
در جهانی که مزیت رقابتی شهرها نهدر ابعاد کالبدی و صنعتی، بلکه در قدرت خلق معنا، نوآوری اجتماعی و پیوند خلاق با هویت بومی تعریف میشود، تبریز در آستانه بازتعریفِ چندلایهای از خویشتن تاریخی و معاصر خود قرار دارد. این پژوهش، با اتخاذ رویکردی کیفی و بهرهگیری از روش تحلیل گفتمان انتقادی، به واکاوی بیش از ۲۲۵۰ ایدهی برآمده از جامعه نخبگانی و شهروندان دانشی تبریز پرداخته و میکوشد الگویی بومی، همپیوند و نظاممند برای تحقق شهر خلاق در این بستر منحصربهفرد فرهنگی ارائه دهد. یافتهها نشان میدهد که گفتمانهای اصلی استخراجشده از تحلیل ایدههای شهروندان تبریز در قالب هشت خوشه معنایی سازمانیافتهاند که هرکدام بازتابی از یک نیاز عینی و در حال فوران در بطن زیست شهری هستند: عدالتمحوری، زیستمحوری، هویتمحوری، مشارکت نخبگانی، حملونقل و بازآفرینی محلهای، نوآوری فرهنگی، حکمرانی هوشمند و سلامتمحوری. این گفتمانها، ابعاد فضایی، اجتماعی، تاریخی، فناورانه و مدیریتی را در یک شبکه همپیوند و چندلایه بههم متصل کرده و از ظهور یک مدل مفهومی بومیشده برای شهر خلاق تبریز حکایت دارند. بر مبنای این گفتمانها، مدل مفهومی نهایی پژوهش، ساختاری سهلایه و همبسته از پیشرانها، واسطههای گفتمانی و پیامدهای راهبردی را ترسیم میکند که در آن، تبریز نه صرفاً یک فضای شهری، بلکه بستری پویا برای زایش اندیشه، گفتوگوی خلاق و توسعه پایدار قلمداد میشود. این مقاله، با ارائه نقشهای نظاموارهای از همپیوندی ابعاد شهر خلاق تبریز، چشماندازی نوین برای تصمیمسازیهای آیندهنگر در عرصه برنامهریزی شهری فراهم میآورد. نتیجهگیری راهبردی آن است که شهر خلاق نه از مسیر نسخهبرداریها، بلکه از دل روایتهای درونی، ظرفیتهای تاریخی و پیوندی خلاقانه میان گذشته، اکنون و آینده قابل تحقق است.