ارائه راهکارهای معماری جهت بهبود کیفیت زندگی در مناطق حاشیه‌نشین: رویکردی مبتنی بر تفکر انتقادی و معماری بومی

نویسندگان

1 استادیار گروه هنر و معماری، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران

2 استادیار گروه معماری، موسسه آموزش عالی خاوران، مشهد، ایران

3 دانشجوی دکتری، گروه هنر و معماری، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران

doi
10.71882/jisaud.2025.1207208
چکیده

حاشیه‌نشینی، چالشی برجسته در شهرنشینی ایران، با گسترش سکونت‌گاه‌های غیررسمی در نواحی پیرامونی شکل می‌گیرد و کیفیت زندگی ساکنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این پدیده چندوجهی، که از نابرابری‌های اقتصادی، اجتماعی و ضعف برنامه‌ریزی شهری ناشی می‌شود، به‌عنوان معضلی پیچیده، ساکنان را به ساخت خانه‌های غیراستاندارد و محروم از زیرساخت‌های اساسی سوق داده است. این پژوهش با هدف ارائه راهکارهای معماری بومی برای بهبود شرایط زندگی، به شناسایی چالش‌ها، تحلیل انتقادی نقش معماری، و تدوین مدل‌های توسعه شهری پرداخته است. مطالعه با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی انجام شد و داده‌ها از مرور ‌سیستماتیک 23 منبع معتبر از پایگاه‌های ایرانی و بین‌المللی گردآوری شدند. تحلیل داده‌ها با روش تحلیل مضمون و با بهره‌گیری از نرم‌افزار Maxqda(24)  صورت گرفت. این تحلیل شامل کدگذاری باز برای استخراج مفاهیم، کدگذاری محوری برای دسته‌بندی مقوله‌ها مانند چالش‌های کالبدی، زیست‌محیطی و اجتماعی-فرهنگی، و شناسایی مضامین اصلی بود که در چارچوب تفکر انتقادی تفسیر شدند. نتایج نشان داد که خانه‌های این مناطق با مشکلات کالبدی (ناپایداری سازه‌ای و تراکم)، زیست‌محیطی (آلودگی و مکان‌یابی نامناسب) و اجتماعی-فرهنگی (انزوای اجتماعی و تضعیف هویت) مواجه‌اند که ریشه در نابرابری‌های ساختاری و ضعف برنامه‌ریزی شهری دارند. تفکر انتقادی این چالش‌ها را نتیجه سیاست‌گذاری‌های تبعیض‌آمیز و نظام‌های اقتصادی ناعادلانه می‌داند و با بازاندیشی در مناسبات قدرت، بر توانمندسازی ساکنان تأکید دارد. راهکارهای پیشنهادی شامل کاربرد مصالح بومی مانند خشت و آجر، طراحی حیاط مرکزی، بهره‌گیری از بادگیر، و طراحی مشارکتی است که با نیازهای اقلیمی و فرهنگی ساکنان هم‌خوانی دارند و هویت و تعاملات را تقویت می‌کنند. مدل‌های توسعه شهری نظیر الحاق به ساختار رسمی شهر، توانمندسازی، و بازتفکیک اراضی، یکپارچگی این مناطق را تسهیل می‌کنند. پژوهش بر ظرفیت معماری بومی در بازآفرینی فضاها تأکید دارد، اما موفقیت آن را منوط به بازنگری سیاست‌های کلان و همکاری میان ساکنان و نهادها می‌داند.