بررسی شباهت‌های ادراکی میان فضای شعر و معماری ایران در قرن هفتم و هشتم

نویسندگان

1 گروه معماری و شهرسازی،واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت،ایران.

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ايران

3 گروه معماری، واحد لاهیجان، دانشگاه آزاد اسلامی، لاهیجان، ایران

4 گروه معماری، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران

doi
10.71882/jisaud.2026.1213210
چکیده

شناخت ویژگی‌های فضا و نحوه ایجاد آن در زمینه‌های مختلف می‌تواند به عنوان راهبردی برای طراحی در معماری بکار رود. در این پژوهش فرض بر این قراردارد که فضای شعر و معماری باهم شباهت دارند. در این راستا ابتدا فضا و خصوصیات آن در معماری براساس تئوری نحوه‌فضا 1 مشخص شد و به صورت کتابخانه‌ای شاخصه‌ها و متغیرهای تاثیرگذار بر آن تبیین شدند. در ادامه پنج بنا از قرن هفتم و هشتم انتخاب شدند و به کمک نرم افزار دپزمپ 2 هرکدام از متغیرها بررسی و تحلیل شدند تا نحوه تاثیرگذاری آنها در ایجاد شاخصه‌های خوانایی، ادراک فضا و قبلیت بصری مشخص شود. نتایج عددی و تصاویر گرافیکی بدست آمده نشان داد که این شاخصه‌ها تحت تاثیر متغیرهای مثل همپیوندی 3 ، قابلیت بصری، اتصال، عمق فضایی، نحوه قرارگیری فضا در ساختار و وسعت فضا می‌توانند کیفیتی متفاوت به خود بگیرند. سپس پنج شاعر از قرن هفتم و هشتم انتخاب شده و چگونگی ایجاد  شاخصه‌های خوانایی، ادراک فضا و چشم‌انداز فضایی در آثار آنها بررسی شد. یافته‌ها نشان می‌دهند که خوانایی در شعر به کمک استفاده از واژگان ساده، استعاره‌ها و تصاویر آشنا به وجود می‌آید. قابلیت ادراک فضا نیز به کمک تکنیک‌های ادبی مثل تصویرسازی، حرکت ذهن در فضای شعر و توصیف زوایای دید شاعر نسبت به موضوع ایجاد می‌شود. بازنمایی محیط‌های طبیعی یا دنیای درون و مکان‌های خیالی و استوره‌ای هم از روش‌های است که شاعران برای ایجاد چشم‌انداز از آن استفاده می‌کنند. در انتها یافته‌های بدست‌آمده در حوزه شعر و معماری به صورت تطبیقی باهم مقایسه شدند. نتایج نشان‌داد باتوجه به تفاوت‌های ماهیتی که میان معماری و شعر وجود دارد فضای شعر و معماری باهم شباهت دارند ولی هرکدام به روش خاص خود این خصوصیات را برای فضا و مخاطب خود ایجاد می‌کنند.