واکاوی انگیزه‌های فلسفی گردشگری در پرتو مبانی حکمت متعالیه

نویسندگان

1 استادیار گروه ایران‌شناسی، دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان.

2 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه ولي عصر(عج) رفسنجان، رفسنجان، ايران

doi
چکیده

حکمت متعالیه به عنوان یکی از برجسته‌ترین نظام‌های فلسفی اسلامی، با ارائه مفاهیم عمیق هستی‌شناختی و انسان‌شناختی، چارچوب نظری مناسبی برای تحلیل انگیزه‌های گردشگری فراهم می‌آورد. این پژوهش با هدف تبیین نقش مبانی هستی‌شناختی فلسفه ملاصدرا در شکل‌دهی به انگیزه‌های سفر و با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری کتابخانه‌ای داده‌ها انجام شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که باور به اصالت وجود، انگیزه جستجو و مواجهه بی‌واسطه با وجود منحصر به فرد پدیده‌ها را در گردشگر فعال می‌کند؛ اعتقاد به وحدت وجود، انگیزه کشف وحدت در پس کثرت ظاهری و رسیدن به آرامش ناشی از زوال دوگانگی را تقویت می‌کند. همچنین باور به تشکیک طولی، انگیزه خوانش کتاب تکوین و تقرب به خدا از طریق مشاهده مخلوقات را ایجاد می‌کند و تشکیک عرضی، انگیزه تحسین تنوع و اصالت تشخّص موجودات هم‌مرتبه را روشن می‌سازد و در نهایت، اعتقاد به حرکت جوهری، انگیزه سفر به عنوان وسیله‌ای برای تحول و شدن و حرکت از قوه به فعل را در گردشگر متبلور می‌سازد. همچنین این مطالعه نشان می‌دهد که چارچوب فلسفی حکمت متعالیه، غایت نهایی سفر را به خودآگاهی و خداآگاهی منتهی کرده و زمینه را برای توسعه الگوهای نوین گردشگری معنوی در بستر فرهنگ ایرانی-اسلامی فراهم می‌سازد.